• تعداد مطالب: 613
  • نسخه2.1 :محرم الحرام 1430
  • نسخه 2.2 :محرم الحرام 1431
  • نسخه 2.3 :فاطمیه 1432
  • بروزرساني: 2012/04/26
  • کاربران جاري: 7 نفر
  • بازديد هاي امروز: 710
  • بازديد هاي ديروز: 567
  • مجموع بازديد ها: 871254700
  • مدیر : خادم الحسین (ع)
  • تعداد مطالب ارسالی خادم الحسین (ع) 598 پست

  • مدیر : خادم الزهرا (س)
  • تعداد مطالب ارسالی خادم الزهرا (س) 3 پست

  • مدیر : خادم الزینب (س)
  • تعداد مطالب ارسالی خادم الزینب (س) 12 پست

  • وب سايت رسمي هيئت بين الحرمين


    و یا به صورت متن
    امام سجاد علیه السلام در روز عاشورا

    در زمینه وضعیت جسمانی حضرت سجاد علیه السلام در روز عاشورا نقلهای تاریخی متفقند که آن حضرت در این روز دچار بیماری شدیدی بودند، به صورتی که مطلقاً از امکان حضور در نبرد برخوردار نبوده و در خیمه مخصوص استراحت می کردند و حضرت زینب سلام الله علیها مرتب از ایشان پرستاری می نموده اند و حالشان طوری بوده که حتی نمی توانستند در مقابل پای پدر بایستند. ....

    اولین نقل قولی که از حضرت علی بن الحسین علیه السلام _ در روز عاشورا انجام شده این است که حضرت فرمود: چون سپاه دشمن به دست حضرت حسین علیه السلام رو نمود. آن حضرت دستش را بلند نموده و عرض کرد:

    اولین نقل قولی که از حضرت علی بن الحسین علیه السلام _ در روز عاشورا انجام شده این است که حضرت فرمود: چون سپاه دشمن به دست حضرت حسین علیه السلام رو نمود. آن حضرت دستش را بلند نموده و عرض کرد: «اللهم انت ثقتی فی کلَ رب. . . » تا آخر دعای بلند و ملکوتی حضرت حسین علیه السلام نقل قول دیگری که از حضرت سجاد علیه السلام در روز عاشورا رسیده، مربوط به قصه تناول یک سیب از طرف پدرشان است. نقل قولی از حضرت که امام سجاد علیه السلام می فرمایند: از او شنیدم که این را ساعتی قبل از شهادتش می فرمود.
    همچنین حضرت زین العابدین علیه السلام فرموده اند: چون که امر بر حضرت حسین بن علی بن ابی طالب سخت شد کسانی که با او بودند به او نگریستند پس حضرتش به خلاف همه آنان بود. چرا که آنان هر چه امر مشکلتر و سخت تر می شد، رنگشان تغییر می کرد و ارکان بدنشان می لرزید و قلوبشان فاتف بود. ولی امام حسین علیه السلام و بعضی از همراهانش که از خصائص اصحاب او بودند، رنگهایشان می درخشید و اعضاء و جوارحشان آرام می گرفت و نفوسشان از حالت آرامش برخوردار بود. پس بعضی از آنان به بعض دیگر گفتند که: نگاه کنید ابداً از مرگ باکی ندارد. و سپس حضرت سجاد علیه السلام سخنان گوهر بار پدر را خطاب به اصحابش نقل می کنند. (برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به «موسوعه کلمات الحسین » اعداد و عهد تحقیقات باقرالعلوم صفحه 497)
    همچنین از حضرت زین العابدین علیه السلام روایت شده است که فرمود: پدرم در روزی که کشته شد، در حالی که خونها از بدنش می جوشید من را به سینه چسبانید و فرمود: «ای پسرم، از من حفظ کن دعایی را که فاطمه صلوات الله علیها من را تعلیم نمود و رسول الله صلی الله علیه و آله او را تعلیم کرده بود و جبرئیل به پیامبر در حاجتها و امور مهم و غم و غصه ها تعلیم داده بود و همچنین در امور مهمی که از آسمان نازل می شود و کارهای بزرگ و سهمگین؛
    فرمود بخوان: « بحق یس والقرآن الحکیم، و بحق طه و القرآن العظیم، یا من یقدر علی حوائج السائلین، یا من یعلم ما فی الضمیر، یا منفّس ان المکروبین، یا راحم الشیخ الکبیر، یا رازق الطفل الصغیر، یا من لا یحتاج الی التفسیر، صلی علی محمد و آل محمد و افعل بی کذا و کذا » و بالاخره آخرین مطلبی که از حضرت زین العابدین علیه السلام در روز عاشورا تا قبل از شهادت حضرت امام حسین علیه السلام نقل شده است مربوط به آخرین وداع ایشان با پدرشان می باشد.
    وداع با پدر در روز عاشورا
    چون کار در روز عاشورا بر حضرت حسین علیه السلام سخت شد و تنهای تنها ماند نگاهی به خیمه های خالی برادرانش انداخت . سپس به سراغ خیمه های بنی عقیل رفت، آن را هم خالی یافت، و بعد به سوی خیمه های اصحابش رفت و احدی از آنان را در آن نیافت و در حالی که می فرمود: «لا حول وَ لا قُوه الا بالله العلی العظیم » به سراغ خیمه فرزندش زین العابدین علیه السلام آمد و او را دید که بر روی قطعه ای از پوست به پشت خوابیده است، زینب علیها سلام به پرستاری او مشغول است.
    چونکه حضرت علی بن الحسین علیه السلام به پدر نگریست خواست به پا خیزد، ولی به خاطر شدت مرض نتوانست و لذا به عمه اش فرمود: «من را به سینه خود تکیه بده چرا که این پسر رسول خداست که می آید، از این رو حضرت زینب پشت سر ایشان نشست و او را به سینه گرفت و حضرت حسین علیه السلام شروع کرد به پرسیدن احوال او و ایشان مرتب حمد خداوند را به جای می آورد، پس عرض کرد: پدرجان امروز با این منافقین چه کردی؟ »
    حضرت حسین علیه السلام فرمود: ای پسرم، شیطان بر آنان مسلط شد،آنان خدا فراموش نمودند و آتش جنگ بین ما و ایشان که خدا لعنتشان کند شعله ور شد، تا اینکه زمین از خون ما و ایشان لبریز گردید.
    حضرت علی بن الحسین - علیه السلام- عرض کرد: عمویم عباس کجاست؟ پس چونکه از عمویش پرسید گریه راه گلوی حضرت زینب را بند آورد و شروع کرد به نگاه کردن به برادرش که چگونه پاسخ ایشان را می دهد چرا که او را به شهادت عمویش عباس خبر نداده بود، زیرا می ترسید مرضش شدید تر شود.
    پس حضرت حسین علیه السلام فرمود: «ای پسرم، عمویت کشته شد و در کنار فرات دستانش را قطع کردند.» پس علی بن الحسین گریه شدیدی نمود تا از حال رفت و چونکه بحال آمد باز از یک یک عموها می پرسید و امام حسین علیه السلام پاسخ می دادند: «که کشته شد .»
    حضرت پرسید: برادرم علی کجاست و حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه و زهیر بن قین؟
    امام حسین علیه السلام فرمودند:« ای پسرم، بدان که در خیمه ها جز من و تو مرد زنده ای وجود ندارد و اینها که از آنان سئوال می کنی همگی کشته شده و پیکر آنان روی زمین افتاده است.» در این هنگام علی بن الحسین علیه السلام در حالی که به شدت می گریست به عمه اش فرمود: ای عمه جان شمشیر و عصا برایم بیاورید.
    پدرش به او فرمود: «با آنها چه می کنی؟ » جواب داد:می خواهم با تکیه بر عصا به میدان جنگ بروم و از فرزند رسول خدا دفاع کنم ،چرا که بعد از او خیری در زندگی نیست.
    حضرت امام حسین علیه السلام او را از این کار منع نمود و او را به سینه خود چسبانید و به او فرمود: ای پسرم، تو پاک ترین فرزندان و با فضیلت ترین عترت من تو هستی ، تو جانشین من می باشی برای سرپرستی اطفال و زنان چرا که آنان غریبانی هستند که آنان را ذلّت و یتیمی و بد گوئی دشمنان و ناگواری روزگار احاطه کرده. هر گاه صدای آنها به گریه بلندشد آنان را ساکت کن، و اگر وحشت کردند آنان رادلداری ده، و پریشانی آنها را با کلام نرم آرامش بخش خود آرام نما،. چرا که از مردانشان جز تو کسی نمانده است که به او انس بگیرند و ناراحتی وغم و غصه خود را به او بگویند.
    سپس حضرت امام حسین -علیه السلام- حضرت سجاد -علیه السلام- را به دست خود محکم گرفتند و به بالاترین صدایشان فریاد بر آوردند که «ای زینب، و ای ام کلثوم و ای سکینه و ای رقیّه و ای فاطمه، سخن مرا بشنوید و بدانید این فرزند من جانشین و خلیفه من بر شماست و او «مفترض الطاعه »و اطاعتش واجب است .
    سپس به فرزندش فرمود: ای فرزندم، سلام مرا به شیعیانم برسان و به آنان بگو: پدرم غریبانه از دنیا رفت، پس برای او گریه کنید و او شهید گشت.
    البته در سند دیگر که در بحار الانوار نقل شده است چنین آمده که: هنگامیکه حضرت حسین علیه السلام به چپ و راست نگاه کرد و کسی از اصحابش ندید، علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام خارج شد و از شدت بیماری قدرت نداشت شمشیر خود را حمل کند و ام کلثوم از پشت سر او را صدا زد: فرزندم برگرد.
    حضرت هم می فرمود: « عمه جان، مرا بگذار تا در جلوی فرزند رسول خدا جنگ کنم. » بدان حال امام حسین علیه السلام فرمودند: ای ام کلثوم، او را بگیر تا زمین از نسل آل محمد صلی الله علیه و آله خالی نماند.»
    امام سجاد علیه السلام در عصر عاشورا
    پس از اینکه حضرت امام حسین علیه السلام در عصر عاشورا به شهادت رسید، سپاهیان عمر سعد وحشیانه به سوی خیمه‌های اهل بیت حمله کردند.
    در این میان حضرت امام سجاد علیه السلام نیز که به شدت بیمار و بستری بود، مورد آزار و اذیت قرار گرفت.
    حضرت زینب سلام الله علیها روایت چنین می‌کند:
    کنار خیمه ایستاده بودم که ناگاه، مردی کبودچشم (خولی) به سوی خیمه آمد و آن را غارت کرد. امام سجاد علیه السلام روی فرش پوستی خوابیده بود. خولی پوست را چنان از زیر امام کشید که امام با صورت روی خاک افتاد. سپس متوجه من شد، جلو آمد و مقنعه‌ام را کشید و گوشواره از گوشم بیرون آورد که گوشم پاره شد.
    فاطمه صغری (دختر امام حسین علیه السلام) نیز چنین روایت می‌کند:
    کنار خیمه‌ها از هوش رفته بودم. وقتی به هوش آمدم دیدم عمه‌ام نزد من است و گریه می‌کند و می‌فرماید:
    برخیز به خیمه برویم، ببینم بر سر بانوان و برادر بیمارت چه آمده. برخواستم و گفتم: آیا پارچه‌ای هست تا با آن سرم را از نامحرمان بپوشانم؟
    زینب فرمود:
    دخترم، عمه تو نیز مثل توست. به خیمه بازگشتیم و دیدیم همه‌ی خیمه را غارت کرده‌اند.
    امام سجاد با صورت بر زمین افتاده بود و از شدت گرسنگی و تشنگی و درد، توان نشستن ندارد. ما هم شروع کردیم به گریه‌کردن بر او و او هم برای ما گریه کرد.
    آتش زدن خیام
    اموال اهل بیت، نوبت به سوزاندن خیمه‌ها شد. حضرت زینب نزد امام سجاد علیه السلام رفت و پرسید:
    ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان! خیمه‌ها را آتش می‌زنند. ما چه کنیم؟
    امام فرمود:« فرار کنید.» همه کودکان و بانوان، گریان و فریادزنان سر به بیابان‌ها گذاشتند.
    ولی حضرت زینب کنار بستر امام سجاد علیه السلام ماند چون امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.
    یکی از سربازان دشمن می‌گوید:
    « بانوی بلندقامتی را کنار خیمه‌ای که آتش در اطراف آن شعله می‌کشید، دیدم. آن بانو گاهی به راست و چپ و گاهی به آسمان نگاه می‌کرد و از شدت ناراحتی دست‌هایش را به هم می‌زد. گاهی هم وارد خیمه می‌شد و بیرون می‌آمد. به سرعت نزد او رفتم و گفتم:« ای بانو، مگر شعله آتش را نمی‌بینی؟ چرا مانند سایر بانوان فرار نمی‌کنی؟»
    او گریه کرد و فرمود:
    « ما شخص بیماری درون این خیمه داریم که قدرت نشستن و برخاستن ندارد. چگونه او را تنها بگذارم و بروم در حالی که آتش از هر سو در اطرافش شعله می‌کشد؟»
    حمید بن مسلم که یکی از گزارش‌نویسان حادثه ی کربلا و از افسران لشگر عمر سعد بوده است، می‌گوید:
    علی بن الحسین علیه السلام بیمار بود و در بستر دراز کشیده بود. عده‌ای از سپاه عمر سعد با شمر به خیمه او حمله کردند و به شمر گفتند:
    این علیل و مریض را نمی‌کشی؟ من گفتم:
    سبحان الله! مگر نمی‌بینید که سخت بیمار است و امیدی به بهبودی‌اش نیست؟!» و آن قدر اصرار کردم تا منصرف شدند.

    منابع:
    منتخب طرسجی و الوقایع تالیف خیابانی صفحه 170،
    بحارالانوار،ج 45،ص 60 و 61
    معالی السبطین،ج 2،ص 88
    معانی الاخبار، ص 218
    دعوات راوندی، ص 54، حدیث 137
    الدمحه الساکیه،جلد 4، ص 351،
    ذریه النجاه، ص 139
    منبع : دانشنامه رشد


    ادامه مطلب نوشته شده توسط : خادم الحسین (ع) نظرات[0]
    ارسال نظر برای این پست

    *

    *

    *


    آرشیو صوتی
    فایل های صوتی فاطمیه 7/2/91 فایل های صوتی رحلت حضرت معصومه(س) 90 دانلود فایل های ویژه برنامه شهادت امام حسن (ع) تصویری | شب 7 محرم 1433 به صورت کامل دانلود فایل های شب هشتم محرم الحرام 1433 دانلود فایل های شب هفتم محرم الحرام 1433
    نشریات
    نشریه صبح قریب شماره نهم نشریه صبح قریب شماره هشتم نشریه صبح قریب شماره هفتم نشریه صبح قریب شماره ششم نشریه صبح قریب شماره پنجم نشریه صبح قریب شماره چهارم
    اشعار منتخب
    مدح | اگر تو را نداشتم، بدان خدا نداشتم مدح | دور شمع پیکرت،گردیده ام خاکسترت ای بی نشانه ای که خدا را نشانه ای شعر | فاطمیه شعری برای فاطمه سلام الله علیها شعر | حضرت فاطمه | اگر ز پا نشستم اگر شکسته دستم
    موبایلستان
    دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | بهائیت | بهائیت در ایران دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | حضرت فاطمه (س) | دانستنی های فاطمی دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | حضرت فاطمه (س) | فاطمه (س) گلواژه آفرينش دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | بر خانه حضرت فاطمه (س)چه گذشت؟ دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | فرازیی از خطبه حضرت زهرا (س) ) دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | بهائیت | بهائیت آنگونه که هست
    عاشورائیان
    مقام بالای زینب کبری (س) ویژگی عدد چهل درباره امام حسین (ع) روایت های نورانی و خواندنی درباره کربلا حضرت عباس (ع) ؛ وفاداري و ايثار حضرت زينب (س) مادر عاشورا شهادت حضرت رقیه (س) نقل از منابع متعبر
    وبلاگستان
    قالب اختصاصی شهید حاج حسین خرازی قالب بلاگفا | قالب امام رضا (ع) قالب بلاگفا | قالب شهادت رنگ اول قالب اختصاصی شهید حاج ابراهیم همت قالب اختصاصی شهید حاج مهدی زین الدین قالب بلاگفا | شهادت
    اخبار هیئت
    ویژه برنامه شهادت حضرت معصومه(س) 11/12/90 جلسه هفتگی هیئت در تاریخ 23 دی ماه 1390 جلسه هفتگی هیئت در تاریخ 9 دی ماه 1390 جلسه هفتگی هیئت در تاریخ 2 دی ماه 1390 برنامه هیئت بین الحرمین شهرکرد در محرم 1433 جلسه هفتگی هیئت در تاریخ 14 مرداد 90
    پنل شما
    عضویت در هیئت سامانه پیام کوتاه ارسال مطلب گفتگوی آنلاین مدیر مسئول سایت
    بانک سخنرانی
    سخنرانی محرم الحرام 1433 مناجات با امام زمان استاد پناهیان فایل های سخنرانی ایام محرم هیئت بین الحرمین شهرکرد سخنرانی استاد دانشمند پیرآمون مداحی و عزاداری و جذب نیرو در هیئات سخنرانی استاد نقویان پیرآمون آخر الزمان سخنرانی استاد دانشمند پیرآمون حضرت علی (ع)
    بانک تصاویر
    میان این همه غوغا.... (پوستر امام رضا) پوستر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام پوستر اربعین 1433 والپیپر شهید وحید کاظمی نیا محرم 1433 والپیپر محرم الحرام 1433 والپیپر | لبیک یا حسین (ع)
    چهارده معصوم
    عنایات امام رضا (ع) به زائران شان امام حسن مجتبی (ع) و پاسداری از ارزش ‏ها آخرین پیامبر خدا چرا امام حسن علیه السلام صلح كرد؟ تیرباران تابوت امام حسن(علیه‌السلام) انتظارات امام حسن علیه‌السلام از شیعیان
    شهادت نامه
    آشنایی که با او غریبه ایم آمدیم نبودید،وعده‌ما بهشت! هر چی رهبرمون بگه! نشناختیمـــش یک بنــد انگــشت ترسیدم روز بخورم ریا شه