• تعداد مطالب: 613
  • نسخه2.1 :محرم الحرام 1430
  • نسخه 2.2 :محرم الحرام 1431
  • نسخه 2.3 :فاطمیه 1432
  • بروزرساني: 2012/04/26
  • کاربران جاري: 8 نفر
  • بازديد هاي امروز: 686
  • بازديد هاي ديروز: 567
  • مجموع بازديد ها: 871254652
  • مدیر : خادم الحسین (ع)
  • تعداد مطالب ارسالی خادم الحسین (ع) 598 پست

  • مدیر : خادم الزهرا (س)
  • تعداد مطالب ارسالی خادم الزهرا (س) 3 پست

  • مدیر : خادم الزینب (س)
  • تعداد مطالب ارسالی خادم الزینب (س) 12 پست

  • وب سايت رسمي هيئت بين الحرمين


    و یا به صورت متن
    آسيب‏شناسى فرهنگ سياسى عاشورا

    مصطفى جعفرپيشه فرد
    عاشورا، فرهنگى به جامعيت اسلام دارد و ابعاد گوناگون فردى - اجتماعى و معنوى - سياسى كه در كليت اسلام شاهديم، در فرهنگ عاشورا نيز متجلى است . غفلت از ابعاد چند وجهى اين فرهنگ، خسارات جبران ناپذيرى به بار مى‏آورد . چندوجهى فرهنگ عاشورا است كه در بحث آسيب‏شناسى آن مورد توجه جدى است . عاشورا تبلور سياست دينى است و اين كليت و اين تركيب، در بحث آسيب‏شناسى بايد مورد بررسى قرار گيرد .
    تحليل و شناسايى آسيب‏هاى اين فرهنگ، در گرو شناخت چگونگى معمارى و شناخت معماران اين بناى عظيم است . از اين رو نويسنده، به عنوان مقدمه، بخشى مختصر در باره معمارى فرهنگ عاشورا ارائه كرده، آنگاه به بررسى بيشتر آسيب‏شناسى آن پرداخته‏است .


    اين بخش مقاله، به اين پرسش پاسخ مى‏دهد كه نخستين معماران فرهنگ عاشورا چه كسانى بوده‏اند؟ مراسم و آيين عزادارى توسط چه كسانى و از چه زمانى رايج‏شده است؟ در اين بخش مقدماتى با ارائه كليات و رؤوس مطالب، مشخص مى‏گردد كه معمارى فرهنگ عاشورا مربوط به عصر اهل بيت (ع) است و آيين سوگوارى عاشورا نيز برگرفته از آموزه‏هاى ايشان است . اين بخش دو قسمت دارد:

    الف) نقش اسيران كربلا در معمارى فرهنگ عاشورا

    ب) نقش امامان معصوم (ع) در معمارى فرهنگ عاشورا .

    بخش دوم مقاله كه پيكره اصلى آن را تشكيل مى‏دهد، به موضوع آسيب‏شناسى فرهنگ عاشورا و بررسى برخى نقطه ضعفها و پاره‏اى آفت‏ها مى‏پردازد; ضمن آنكه به شيوه درمان نيز اشاره مى‏كند، تا نقش سازنده و منزلت رفيع اين فرهنگ در ساختار سياسى اجتماعى جامعه مشخص گردد .

    اين بخش، خود از دو قسمت تشكيل مى‏شود: بايسته‏ها و نبايسته‏هاى فرهنگ عاشورا . در قسمت نخست، سه عنوان كلى مورد توجه است:

    1 . ارتكاب گناه و تخلف از شرع
    2 . سست كردن پايه‏هاى دين و مذهب
    3 . تحريف لفظى و معنوى عاشورا .

    طى اين سه عنوان مشخص مى‏شود كه رعايت نكردن هر يك از اينها و انجام كارهايى كه تحريف عاشورا است‏يا موجب تحريف عاشورا مى‏گردد، خطر بزرگى است كه موجب كم رنگ و يا بى‏اثر شدن اين فرهنگ سازنده مى‏شود .

    در قسمت دوم نيز اهداف عاشورا، در سه بعد طبقه بندى مى‏شود:

    1 . احياى ارزشهاى انسانى،
    2 . احياى ارزشهاى اسلامى (بطور عام)،
    3 . احياى ارزشهاى عرفانى .


    عاشورا، اين سه را، يك‏جا، به نحو بسيط و يگانه در خود داشت و عزاداران و سوگواران امام‏حسين (ع)، بايد اين اهداف را دقيقا بشناسند، و هر كجا كم توجهى و غفلتى مشاهده مى‏شود، نسبت‏به ترميم آن حساس باشند .

    به اعتقاد نويسنده توجه به اين بايسته‏ها، و پرهيز از آن نبايسته‏ها، موجب مى‏شود، فرهنگ عاشورا، اين سرمايه بزرگ اسلامى، انسانى، در جايگاه واقعى اجتماعى خود قرار گيرد و تمامى ابعاد سياست‏هاى كلان اجتماعى را متاثر از خود گرداند .

    مقدمه: معمارى فرهنگ عاشورا

    الف . نقش اسيران كربلا در معمارى فرهنگ عاشورا

    تاريخ‏نگار شاخص حادثه عاشورا، ابومخنف، (1) به نقل از يكى از شاهدان واقعه نينوا، ابن‏قيس تميمى حكايت كند: هر چيزى را فراموش كنم، سخن زينب (س) دخت فاطمه (س) را هنگام مرور بر جسم چاك چاك برادرش حسين (ع)، وقت رفتن به كوفه فراموش نمى‏كنم كه مى‏گفت:

    «يا محمداه، يا محمداه، صلى عليك ملائكة السماء هذا الحسين بالعراء مرمل بالدماء مقطع الاعضاء، يا محمداه و بناتك سبايا، و ذريتك مقتلة، تسفى عليها الصبا .»

    زينب، با اين سخنان دوست و دشمن را به گريستن واداشت . (2)

    «اى جدم، اى رسول خدا، درود فرشتگان آسمان بر تو باد، اين پيكر قطعه قطعه و غلطيده در خون حسين توست . يا رسول الله، دخترانت اسير و جگر گوشه‏گانت كشته و نسيم مشرق بر جسم چاك چاك آنان در بيابان مى‏وزد .» رو در مدينه كرد يا ايها الرسول وين صيد دست و پازده در خون حسين تست دود از زمين رسانده به گردون حسين تست اين ماهى فتاده به درياى خون كه هست پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول اين كشته فتاده به هامون حسين تست اين نخل‏تر كز آتش جان سوز تشنگى با اين سخنان سراسر آه و سوز زينب سلام الله عليها كه در آغاز سفر اسارت به كوفه و شام بيان شد، فصلى جديد از حادثه خونبار كربلا رقم خورد . اكنون عاشورا پايان يافته بود و وظيفه پيام‏آوران عاشورا، اسيران دشت كربلا، به ويژه زينب (س) صيانت از آن بود . پيام شهيدان طف براى ابديت تاريخ بشرى بايد حفظ مى‏شد . عاشورا حادثه‏اى ساده و گذرا نبود، عاشورا براى جاودانگى وحى و اسلام و حفاظت از پيام آسمانى پيامبر خاتم (ص) پديد آمده بود . «حسين منى و انا من حسين‏» و براى تحقق دقيق و كامل اين رسالت عظيم چاره‏اى جز تبديل عاشورا به يك فرهنگ و مكتب نبود، فرهنگى كه تا اعماق زندگى فردى و اجتماعى انسانها تا ابد نفوذ كند و مكتبى كه درس‏هاى دين خاتم را براى سعادتى جاودانه، به گوش تمامى انسانهاى عاشق حق و شيفته انسانيت و عدالت و توحيد و آزادگى برساند و بياموزند كه: «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا .»

    رسالت‏شاهدان مصيبت عظماى طف، از حضرت زينب و امام سجاد تا امامان معصوم ديگر عليهم‏السلام آن بود كه اولا عاشورا به فراموشى سپرده نشود، ثانيا از خطر تحريف مصون بماند و نگذارند دست تحريف‏گران بر دامان پاك آن رسد . در اين صورت بود كه مى‏توانست‏شعارها و اهداف عاشورا تا ابد چراغى فراروى خيل عظيم مشتاقان حق و عدالت قرار گيرد .

    البته عظمت مصيبت و ژرفاى رزيه كربلا، (مصيبة ما اعظمها و اعظم رزيتها فى الاسلام و فى جميع السماوات و الارض) (4) به حدى بود كه در اوان پيدايش آن، هر احساسى را جريحه‏دار مى‏كرد و دوست و دشمن را به تفكر و انديشه وا مى‏داشت و از اين رو از نخستين روزهاى مصيبت كربلا، قيام‏هاى مختلف شكل مى‏گيرد و از همين جهت است كه عده‏اى از بزرگان و خواص اسلامى و پاره‏اى از صحابه پيامبر را وادار به روشنگرى و عكس‏العمل و دفاع از سيره و روش حسين بن على (ع) و زنده نگه داشتن ياد و نام او مى‏كند . مثلا در مجلس ابن‏زياد، هنگامى كه زيدبن ارقم، جسارت عبيدالله را بر لب و دندان راس بريده سيدالشهدا، مشاهده كرد، تاب نياورده و شجاعانه به ابن‏زياد عتاب مى‏كند: امير سركش و مغرور كوفه،

    «اعل هذا التقضيب عن هاتين الثنيتين، فوالذى لا اله غيره لقد رايت‏شفتى رسول الله صلى الله عليه و اله و سلم على هاتين الشفتين يقبلهما; (5) چوب دستى‏ات را از اين دندانها دور كن، قسم به پروردگارى كه جز او خدايى نيست، با چشمان خود، لبان رسول الله (ص) را بر اين لب ديدم كه بر آنها بوسه مى‏زد .»

    زيد بن ارقم اين سخن را گفت و با گريه مجلس را ترك كرد و به آنان كه بيرون مجلس، گرد آمده بودند اعلام كرد:

    «انتم يا معشر العرب العبيد بعد اليوم، قتلتم ابن‏فاطمة و امرتم ابن‏مرجانة فهو يقتل خياركم و يستعبد شراركم، فرضيتم بالذل، فبعدا لمن رضى بالذل; شما اى گروه عرب، پس از امروز بندگانى بيش نخواهيد بود . فرزند فاطمه را كشتيد و فرزند مرجانه را امير خود ساختيد تا خوبانتان را به قتل رساند و بدانتان را به بندگى كشاند و بدين‏سان به ذلت راضى شديد، واى بر آنان كه تن به ذلت دهند .»

    با اين جملات، زيدبن ارقم با شيوايى و رسايى كامل به پيام عزت‏بخش و غرورآفرين عاشورا اشاره كرد .

    نمونه ديگر در مسير زنده نگه داشتن نام كربلا و اباعبدالله (ع)، زيارت اربعين جابربن عبدالله انصارى، صحابى بزرگوار پيامبر اكرم (ص) است . عطية بن سعدبن جناده (م‏111ه ق) كه همراه جابر بوده، گويد:

    «جابر غسل كرد و خود را شبيه محرمان ساخت و به سعد خوشبو كرد و چون نابينا بود دستش را گرفته و به قبر مطهر رسانيدم، پس بيهوش شد، آب بر او پاشيدم، به حال آمد و با سوز دل سخنانى جگر سوز به آن حضرت عرض كرد و آنگاه بر شهدا سلام كرد و گفت: ما نيز در ثواب اين فيض بزرگ و جهاد و شهادتى كه نصيب شما گشت، شريك مى‏باشيم . چرا كه نيت من و اصحابم، همان نيت‏حسين (ع) و اصحاب اوست و از پيامبر اكرم (ص) شنيدم كه: هر كس عمل قومى را دوست دارد، با ايشان در ثواب آن عمل شريك باشد .» (6)

    اينها نمونه‏هايى از تلاش‏هاى مقدسى است كه براى حفظ عاشورا و انتقال پيام آن به جامعه اسلامى آن روز صورت گرفت . ولى از آنجا كه حوادث هر چه قدر بزرگ باشند، گذر زمان يا موجب فراموشى آنها مى‏شود و يا لا اقل مانع انتقال اهداف و پيام واقعى آنها به نسل‏هاى بعدى مى‏گردد، براى صيانت از عاشورا و اهداف بلند آن، نقش اصلى و اساسى بر دوش خود اهل بيت (ع) بود . از ميان اهل بيت (ع)، در مرحله نخست اين نقش بر دوش حضرت زينب (س) و امام سجاد (ع) و ديگر اسيران كربلا، كه خود شاهد آن صحنه‏هاى دلخراش بودند و با تمام وجود آن مصيبت عظمى را به جان خريده و تحمل كرده بودند، واگذار شده بود كه با سخنان آتشين و غرورآفرين خود در ايام اسارت و استفاده از فرصت‏هاى مهمى كه در مجلس ابن‏زياد و يزيد و در كوفه و شام و پس از ايام اسارت به دست مى‏آمد، مانع از فراموشى خاطره سيدالشهدا (ع) و اهداف او شوند . زينب (س) كه با آن همه داغ و مصيبت، در مجلس ابن‏زياد با دنيايى از ابهت و بزرگى حاضر شد، سه بار، امير مغرور كوفه خواستار معرفى او شد ولى پاسخى نشنيد، سرانجام يكى از كنيزان، او را معرفى كرد، ابن‏زياد رو كرد به زينب و گفت: «سپاس خدايى را كه رسوايتان گردانيد و شما را به قتل رسانيد و دروغتان را آشكار گردانيد .» اين سخنان نه تنها حكايت از عمق كينه امويان با خاندان وحى داشت، كه حقد آنان را نسبت‏به پيام آسمانى و رهايى بخش آنان نيز آشكار مى‏ساخت . اما زينب در پاسخ فرمود:

    «الحمدلله الذى اكرمنا بمحمد صلى الله عليه و اله و سلم و طهرنا تطهيرا، لا كما تقول انت، انما يفتضح الفاسق و يكذب الفاجر; (7) سپاس پروردگارى را كه با پيامبر خاتم (ص) اكراممان نمود و ما را پاكيزه و طاهر گردانيد; آن‏چنان كه تو مى‏گويى نيست . همانا اين فاسق است كه رسوا مى‏گردد و انسان فاجر است كه دروغش آشكار مى‏شود .»

    اين سخنان و گفت و گو و اتفاقات كه خوشبختانه همگى در سينه تاريخ ثبت است، به خوبى نشان مى‏دهد كه چگونه با درايت و درك درست‏شرايط، خاندان امام‏حسين (ع) از زمينه‏هاى به دست آمده، بهره مى‏جستند براى آنكه، پيام شهيدان كربلا را به جامعه غفلت زده و خواب آلود توسط بنى‏اميه برسانند و با عاشورا، يك فرهنگ پديد آورند; فرهنگى مبتنى بر آموزه‏هاى دقيق وحيانى كه در عترت طاهره (ع) به وديعت گذارده شده بود .

    ب . نقش امامان معصوم (ع) در معمارى فرهنگ عاشورا

    پس از شاهدان حاضر در صحنه كربلا، نوبت‏به ديگرامامان معصوم (ع) مى‏رسد تا اين فرهنگ را عمق بخشند و بنيان آن را هر چقدر رفيع‏تر گردانند . در اين ارتباط، به پاره‏اى از مقولات و مفاهيم كليدى مى‏توان اشاره داشت . و تفصيل آن را به مقاله‏اى مستقل ارجاع مى‏دهيم كه در همين شماره ويژه نامه آمده است . (8)

    1 . گريستن و گريانيدن

    گريستن در مصيبت‏سيدالشهدا، به عنوان عبادتى ارزشمند كه موجب تقرب الى الله مى‏شود، مورد تاكيد، عترت طاهره (ع) بوده است . امام هشتم به ريان بن شبيب فرمود:

    «يا ابن‏الشبيب ان كنت‏باكيا لشى فابك للحسين بن على بن ابى‏طالب; (9)

    اگر بر چيزى مى‏گريى، بر حسين مويه كن .»

    در همين باب علامه مجلسى (ره) در بحارالانوار، با نام «ثواب البكاء على مصيبته و ... .» سى و هشت روايت در فضيلت گريه بر سيدالشهدا و ساير ائمه گزارش كرده است . (10)

    2 . مرثيه‏سرايى

    از ابزارهاى مهم براى جاودانه كردن حوادث تاريخى، استفاده از هنر، از جمله شعر است . امامان معصوم (ع) در اين ارتباط تاكيد فراوانى داشتند و شاعران مرثيه‏سراى سالار شهيدان را تشويق و مورد تفقد قرار مى‏دادند، از آنان مى‏خواستند سروده‏هاى خود را در حضور ايشان بخوانند و به آنان ارزش والاى به كارگيرى اين هنر را در رثاى سيد شهيدان (ع) يادآور مى‏شوند .

    زيد شحام گويد: با گروهى از كوفيان در حضور امام صادق (ع) بوديم كه جعفر بن عفان وارد شد، امام، او را فرا خواند و نزد خويش جاى داد، آنگاه به او فرمود: شنيده‏ام در رثاى امام‏حسين (ع) مرثيه‏سرايى مى‏كنى؟ گفت: آرى . فرمود: بخوان . جعفر شروع به خواندن مرثيه خود كرد و امام و تمامى اطرافيان شروع بر گريستن كردند تا اينكه قطرات اشك بر سيما و محاسن حضرت نشست . آنگاه خطاب به جعفر فرمود: فرشتگان مقرب الهى، سروده تو را شنيدند و آنان نيز مويه كردند . و در پايان فرمود:

    «ما من احد قال فى الحسين شعرا فبكى و ابكى به الا اوجب الله له الجنة وغفر له; (11) كسى كه در رثاى حسين شعرى مى‏گويد پس گريه نمى‏كند يا نمى‏گرياند مگر آنكه خداوند بهشت را براى او مقرر مى‏كند و او را مى‏بخشايد .»

    3 . زيارت و ياد امام حسين (ع) در هر حال

    از مهمترين عوامل تبديل عاشورا به يك فرهنگ و انديشه و تداوم آموزه‏هاى آن، تاكيد فراوان ائمه اطهار (ع) بر زيارت كربلا بوده است . در طول سال كمتر زمان مهمى را مى‏توان سراغ گرفت كه زيارت كربلا از جمله اعمال و آداب آن نباشد . شبهاى قدر، شبهاى عيد فطر و قربان، عرفه، نيمه شعبان، اربعين، عاشورا، و حتى هر شب و روز جمعه، زيارت امام‏حسين (ع) مورد تاكيد قرار گرفته است . در وسائل‏الشيعه، بابى وجود دارد با نام «باب تاكد استحباب زيارة الحسين بن على (ع) و وجوبها كفاية‏» . در اين باب چهل و هشت روايت گزارش شده است . و در باب پس از آن، «باب كراهة ترك زيارة الحسين (ع)» بيست و يك روايت نقل شده است .

    محمد بن مسلم از امام باقر (ع) روايت كرده است:

    «مروا شيعتنا بزيارة قبر الحسين (ع) فان اتيانه يزيد فى الرزق و يمد فى العمر و يدفع مدافع السوء، و اتيانه مفترض على كل مؤمن يقرله بالامامة من الله; (12) شيعيانمان را به زيارت مرقد حسين (ع) امر كنيد، همانا آمدن به زيارت او، روزى را افزون، عمر را طولانى و روزنه بديها را مى‏بندد و آمدن به زيارت او بر هر مؤمنى كه به امامت الهى او اقرار دارد، واجب است .»

    استحباب زيارت امام‏حسين (ع) حتى از مكانهاى دور براى زنان، تكرار اين زيارت به قدر امكان، پياده روى به سوى كربلا و زيارت امام‏حسين (ع)، زيارت به نيابت از ديگران، عناوينى است كه در روايات مورد تاكيد و اهتمام فراوان است . (13) حتى زيارت امام‏حسين (ع) در حال خوف مستحب است . (14) سلام گفتن بر آن امام شهيد نزديك و دور ندارد، از مكان دور نيز زيارت و سلام بر آن حضرت استحباب دارد . امام صادق (ع) به سدير فرمود: بر بام خانه‏ات رو، به جانب راست و چپ رو كن، سپس بر آسمان نظر افكن، آنگاه رو به جانب كربلا كن و بگو:

    «السلام عليك يا اباعبدالله، السلام عليك و رحمة الله و بركاته .

    اين كار تو ارزش يك حج و عمره دارد .» (15)

    براى زنده نگاه داشتن ياد امام‏حسين (ع) از جمله مستحبات، ذكر نام ايشان و لعن بر قاتلان او پس از نوشيدن آب است، چنانكه امام صادق (ع) به داود رقى فرمود . (16)

    4 . تربت و حائر حسينى (ع)

    خاك كربلا و حائر حسينى (ع) جايگاهى ويژه در معارف اهل بيت (ع) دارد . اهانت‏به تربت اباعبدالله (ع) حرام است . (17) در آغاز زندگى، بر اساس روايات ماثوره از امامان معصوم (ع) كام نوزادان با تربت‏سيدالشهدا برداشته مى‏شود . حسين بن ابى‏العلاء گويد: شنيدم امام صادق (ع) مى‏فرمود:

    «حنكوا اولادكم بتربة الحسين (ع) فانها امان; (18) كام فرزندانتان را با تربت‏حسين (ع) برداريد، همانا، آن امان است .»

    در وسايل‏الشيعه بابى مطرح است تحت عنوان: «باب استحباب استشفاء بتربة الحسين (ع) و التبرك بها و تقبيلها و تحنيك الاولاد و استحبابها عند الخوف و عند المرض .» (19)

    بر اساس روايات و فتواى فقها، سجده بر تربت امام‏حسين (ع) افضل از سجده بر هر چيز ديگر است، چون حجابهاى هفتگانه را مى‏درد . (20) مستحب است از تربت‏سيدالشهداء تسبيح تهيه شود و همواره همراه او باشد، هر چند با آن تسبيح نگويد، تسبيح محسوب مى‏گردد . (21)

    همراهى با تربت‏سيدالشهداء (ع) از لحظه ميلاد و كام برداشتن شروع مى‏گردد تا پايان حيات دنيوى و آغاز حيات اخروى تداوم مى‏يابد . در وسايل‏الشيعه، شيخ حر عاملى، در ابواب تكفين، بابى گشوده است‏با نام: «باب استحباب وضع التربة الحسينية مع الميت فى الحنوط و الكفن و فى القبر» و در آن به نقل رواياتى در اين زمينه، مى‏پردازد . (22)

    اهميت تربت كربلا و حائر حسينى در آموزه‏هاى اهل بيت (ع) آن‏چنان است كه فرموده‏اند; مسافر بين قصر و تمام خواندن نماز در آن مكان مقدس مخير است . (23) علاوه بر اين دعا خواندن زياد و طلب حاجت در نزد قبر آن حضرت از مستحبات است . ابن‏فهد حلى فرموده، روايت است كه خداوند در مقابل شهادت امام‏حسين (ع) چهار خصلت‏به او عطا فرموده است:

    «جعل الشفا فى تربته و اجابة الدعاء تحت قبته و الائمة من ذريته و ان لا تعد ايام زائريه من اعمارهم; (24) شفاى از بيمارى‏ها و معالجه دردها با تربت‏سيدالشهدا، مستجاب شدن دعا در زير قبه حسينى، امامان معصوم ازذريه او بودن و محسوب نشدن ايام زيارت كربلا از عمر زائر .»

    آنچه گذشت، گزارشى بسيار فشرده و مختصر از جايگاه سيدالشهدا، كربلا و عاشورا در معارف اسلامى و آموزه‏هاى اهل بيت (ع) بود، براى نشان دادن اين حقيقت كه; اگر چه عاشورا يك صبح تا شب بيشتر نبود و چند ساعتى به پايان رسيد ولى تاسيس فرهنگ عاشورا و مكتب عزادارى ده‏ها سال به طول انجاميده است، اگر يك امام معصوم به همراه اصحاب و ياران و خاندان خويش عاشورا آفريد، نه امام معصوم ديگر، در حراست و حفاظت از آن و رساندن پيام واقعى و اصيل آن به مسلمانان بلكه همه جهانيان در تمامى گستره تاريخ تا ظهور دولت عدل جهانى امام منتظر (عج) به تلاش همه‏جانبه برخاستند و با اين تلاش سرمايه‏اى جاويدان و گرانبها را براى حق جويان پديد آوردند .

    آسيب‏شناسى فرهنگ سياسى عاشورا

    پس از آفرينش عاشورا توسط شهيدان كربلا و تبديل آن به يك فرهنگ توسط اهل‏بيت (ع) اين فرهنگ عظيم انسانى و اين رخت‏برومند كه سايه‏هاى آن نه تنها بر زندگى شيعيان و مسلمانان، بلكه بر آفاق حيات بشريت‏سايه خود را گسترانيده است و چهره‏هاى بزرگ ظلم‏ستيزى چون گاندى را به تواضع در برابر آن واداشته است، نيازمند صيانت و حفاظت‏بوده و هست; صيانت در برابر امواج بنيان كن جهالتها و عداوتها، حفاظت از آسيب‏هاى دوستان نادان و دشمنان دانا، تلاش و مجاهدت در برابر فراموشى عاشورا يا اهداف آن، مقاومت در برابر تحريفات گوناگون لفظى و معنوى . اكنون سؤالات مهمى در ارتباط با پاسدارى از فرهنگ عاشورا مطرح است .

    اولا، اين مسئوليت‏سنگين بر دوش چه كسى نهاده شده است؟ چه فرد يا گروهى وظيفه حراست از عاشورا و آرمانهاى بلند آن را دارد؟

    ثانيا، حراست و پاسدارى چگونه انجام مى‏شود و شيوه آن چيست؟

    در باره سؤال اول آنچه پيش از هر چيز به ذهن خطور مى‏كند، آنكه، تنها عاشورا شناسانند كه توانايى حراست از آن را دارند، آن كس كه با عاشورا بيگانه است، اهداف و آرمانهاى آن را نمى‏شناسد و يا به آن ايمان ندارد، چگونه مى‏تواند پاسدار عاشورا باشد؟

    كسانى كه با شناختى عميق و ايمانى محكم، دل در گرو عاشورا و عاشورائيان دارند و از صميم جان با آهنگ «يا ليتنى كنت معكم فافوز فوزا عظيما» (25) مترنمند، وظيفه حفاظت و پاسدارى را بردوش دارند . پس اين مسئوليت‏بزرگ بر دوش عموم شيعيان، به ويژه عالمان دينى سنگينى مى‏كند كه نخست عاشورا را هر چه بيشتر و عميقتر بشناسند، آنگاه به پاسدارى از آن همت گمارند . اما در باره پرسش دوم و چگونگى پاسدارى از عاشورا، درجات و مراتب مختلفى را مى‏توان در نظر گرفت; در درجه اول نكوداشت نام عاشورا و بزرگداشت‏شهيدان نينوا، وظيفه‏اى مهم و سنگين است . اين مسئوليتى است كه در توان توده مردم مى‏باشد . اقامه مراسم عزا و برپايى خيمه‏هاى عزادارى سالار شهيدان به راه انداختن دسته‏جات و هيئات و غيره، مى‏تواند شكل‏هاى مختلفى از اين مهم باشد و هر كدام به نوبه خود لازم و ضرورى است و نشانه‏اى از تقوا و تعظيم شعائر الهى و عبادتى بزرگ است كه از افضل قربات الى‏الله شمرده مى‏شود:

    «و من يعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب‏» (حج/32) .

    در طول تاريخ اين مجالس و محافل حسينى دشمنان فراوانى داشته است، يكى از آخرين آنها، تلاشهاى شيطانى رضاخان پهلوى در برچيدن مراسم عاشورا و محرم و جلوگيرى از مجالس روضه‏خوانى و تشكيل هيئات بود كه در اين تلاش ناكام ماند و طولى نكشيد كه در سراسر ايران اسلامى، حتى در مناطق سنى‏نشين، مراسم سوگوارى خامس آل عبا (ع) به شكلى با شكوهتر و گسترده‏تر، اقامه شد، بنابراين تضعيف مراسم سوگوارى و عزادارى حسينى (ع) به هيچ وجه جايز نيست .

    البته اكنون دشمن به خوبى واقف است كه فرهنگ عاشورا سدى محكم و بنيادين در مسير مطامع نامشروع وى است . و مانع از پايمال كردن منافع مادى و سرزمين و اقليمى و فرهنگ و تفكر مسلمانان مى‏شود، بسيارى از حركت‏هاى ضد استكبارى و استبدادى كه در ميان ملتهاى مختلف به ويژه، ايران و لبنان و فلسطين رخ نموده، دقيقا متاثر از عاشورا و آرمانهاى كربلاست و چنانكه در پاره‏اى از كنفرانسها نيز رسما اعلام شده، دشمن در فكر شكستن اين بنيان مستحكم است اما از آنجا كه فرهنگ عزادارى و بزرگداشت عاشورا، در اعماق جان آحاد مردم رسوخ كرده است و دشمن اميد چندانى در خاموش كردن اين چراغ ندارد، راه‏كار اصلى و راهبرد اساسى او ضربه به اهداف اصلى فرهنگ عاشورا است، اينجاست كه بحث‏حراست و آسيب‏شناسى دقيق فرهنگ عاشورا و شناخت عميق بايدها و نبايدهاى مراسم نكوداشت كربلائيان ضرورتى مضاعف مى‏يابد و البته مرحله دوم مسئوليت‏حفاظت و حراست از فرهنگ عاشورا، كه پاسدارى از اهداف و آرمانهاى آن است و توده‏هاى مردم، به ويژه جوانان را با محتواى واقعى مصيبت نينوا آشنا مى‏كند، بر دوش عالمان و فرهيختگان و پرچمداران فرهنگ اصيل جامعه است . آنان‏اند كه بايد آسيب‏ها را بشناسند و جامعه را در جريان آنها قرار دهند و به شناخت و ايمان آنها از اهداف عاشورا و عوامل پيدايش مصيبت عظماى كربلا عمق بخشند . اين وظيفه مهم عالمان دين است كه با بدعت‏ها و انحرافات جاهلان و كوته‏فكران و تحريفات مغرضان و دشمنان به مبارزه برخيزند و درخت تناور فرهنگ عاشورا را از بيم آسيب‏ها و آفت‏ها مصونيت‏بخشند:

    «اذا اظهرت البدع فى امتى فليظهر العالم علمه فمن لم يفعل فعليه لعنة الله; (26) آنگاه كه بدعت‏ها در امت من بروز كرد، بر عالم است كه علم خويش را آشكار كند . و گرنه لعنت‏خدا بر اوست .»

    به فرموده امام صادق (ع) «عالمان وارثان انبياء هستند» پس وظيفه پاسدارى از آموزه‏هاى اهل بيت (ع) به ويژه كربلا و عاشورا بر دوش آنان است:

    «فان فينا اهل البيت فى كل خلف عدولا ينفون عنه تحريف الغالين و انتحال المبطلين و تاويل الجاهلين; (27) براى ما اهل بيت در ميان هر نسلى، عادلانى است كه تحريف افراطيان و دروغ مبطلان و تاويل جاهلان را از او دور مى‏سازند .»

    در ميان عالمان بزرگ، همواره چهره‏هايى عالى‏قدر بوده‏اند كه به اين مهم همت گماشته‏اند و نگذاشته‏اند، پيرايه‏ها آسيبى جدى بر فرهنگ عاشورا وارد كند . در همين دهه‏هاى اخير شخصيت‏هاى فرزانه‏اى همچون حاجى نورى، حاج شيخ عباس قمى، آية‏الله بروجردى، امام خمينى، شهيد مطهرى و رهبر معظم انقلاب را مى‏بينيم كه پرچم پاسدارى از فرهنگ عاشورا، را برافراشته‏اند و مسير حركت تكاملى عاشورائيان را هموار ساخته و عالمانه و دلسوزانه، با هشدارهاى به‏موقع خود، به آسيب‏شناسى فرهنگ عاشورا پرداخته‏اند و از سر سوز با گوشزد كردن پاره‏اى از كاستى‏ها و انحرافات در مسير عزادارى خامس آل عبا (ع) به آفت‏زدايى و اصلاح اين شجره طيبه همت گماشته‏اند .

    با الهام از آنچه آن عزيزان فرهيخته، در گفتار و نوشتار خود، يادآور شده‏اند، مى‏توان بحث‏حفاظت و حراست و آسيب‏شناسى فرهنگ عاشورا را در دو بخش «بايدها» و «نبايدها» ى مراسم سوگوارى سالار شهيدان تنظيم كرد .

    بخش اول: «نبايسته‏هاى‏» فرهنگ عاشورا

    عنوان «نبايسته‏ها» طيفى از مسائل و موضوعاتى را تشكيل مى‏دهد كه مراسم و محافل سوگوارى بايد از آنها منزه و مبرا باشند . مرزها و حدودى كه بايد توسط همگان از شركت‏كنندگان و آحاد معمولى مردم تا بانيان و دست‏اندركاران و مديران و سخنرانان و مرثيه‏سرايان و مرثيه‏خوانان و غيره مراعات گردد و كسى اجازه تخطى از آن را به خود ندهد . اين مرزها و خطهاى قرمز شرعى - عقلى، پاره‏اى جنبه عملى و رفتارى دارد و پاره‏اى از آنها بيشتر به جنبه‏هاى نظرى و فكرى ارتباط پيدا مى‏كند .

    آنچه در پى مى‏آيد، گزارشى مختصر از اهم اين مرزها است .

    1 . ارتكاب گناه و تخلف از شرع

    عزادارى و سوگوارى در رثاى سيدالشهدا (ع) على‏رغم پندارى كه آن را به عصر صفويه نسبت مى‏دهد، از ضروريات مذهب اهل بيت (ع) است . طبق روايات متواترى كه در صفحات گذشته، به گوشه‏هايى از عناوين آنها اشاره شد، نكوداشت‏حادثه عاشورا و و به گفته امام خمينى (ره) از افضل قربات الى الله شمرده مى‏شود . (29) ولى شرط اوليه اين عبادت عظيم، پرهيز از محرمات الهى در انجام دادن آن است . مراسم عزادارى چنانچه با كار خلاف شرع و آميخته با گناه و ارتكاب حرام باشد، نمى‏توان براى آن چندان ارزشى قائل شد . به قول حاج ميرزا حسين نورى (ره):

    «مستحب هر چند بسيار بزرگ باشد با حرام هر چند در نظر بسيار محقر باشد، نتواند معارضه كند و طاعت الهى را نتوان به وسيله امرى كه سبب غضب و سخط اوست‏به جاى آورد و به آن نزد خداوند تبارك و تعالى، متقرب شد بلكه مورد و محل تمام مستحبات آن فعلى است كه به حب ذات جايز و مباح باشد .» (30)

    بر اساس مبانى دينى، هدف توجيه‏گر وسيله نيست و تنها با استفاده از روش‏ها و ابزارهاى مجاز و مشروع است كه اقامه مجالس و مراسم عزادارى عبادت شمرده مى‏شود و اين محافل را به اهداف والاى نهضت كربلا نزديك مى‏كند . «انما يتقبل الله من المتقين .» (مائده/27) آن هنگام كه فرزندان آدم قربانى كردند و قربانى يكى پذيرفته و از آن ديگرى مردود شد هابيل، در پاسخ قابيل كه او را به كشتن تهديد كرده بود، اعلام كرد: همانا «الله‏» از تقواپيشگان و پرهيزكاران مى‏پذيرد . اين سخنى است كه در همه‏جا، سارى و جارى است، از جمله در مراسم حسينى و همچنان‏كه به بازرگان گفته مى‏شود: «الفقه ثم المتجر» بايد تمامى دست‏اندركاران مجالس عزادارى خامس آل عبا و حسينيه‏ها و هيآت، وظيفه خود بدانند كه احكام فقهى و شرعى مربوط به اين مجالس را فرا گيرند و دنبال كنند، تا مراسم آنها، داراى آثار ارزشمند معنوى باشد و بوى و عطر سياست‏حسينى بگيرد . چگونه مى‏توان در رثاى سيدالشهداء و مصائب جانسوز او، در ماتم نشست ولى مراسم او را با ارتكاب گناه سر پا نگه داشت . در حالى كه خود آن حضرت، هدف از قيام خود را با فرزدق اينگونه در ميان مى‏گذارد:

    «يا فرزدق، ان هؤلاء قوم لزموا طاعة الشيطان و تركوا طاعة الرحمان، و اظهروا الفساد فى الارض و ابطلوا الحدود و شربوا الخمور و استاثروا فى اموال الفقراء و المساكين و انا اولى من قام بنصرة دين الله و اعزاز شرعه و الجهاد فى سبيل الله تكون كلمة الله هى العليا; (31) امويان پيروى شيطان را برگزيده و طاعت رحمان را رها كردند . در زمين به رواج فساد پرداخته، حدود را باطل و شراب مى‏نوشند و اموال فقرا و مساكين را به يغما مى‏برند و من از هر كس ديگر سزاوار ترم كه به يارى دين و عزت‏بخشى شرع و جهاد در راه خدا قيام كنم تا «كلمة الله‏» سرفراز و برافراشته شود .»

    وقتى روح قيام حسينى، مبارزه با طاعت‏شيطان و فساد و گناه و چپاول دارائى مستمندان است، چگونه مى‏تواند مجالس نكوداشت آن قيام، همراه با پيروى شيطان و تخلف از مقررات شرع و دين باشد; حال اگر مجالس سالار شهيدان با اموال نامشروع بر پا شود، و هزينه‏هاى آن از طريق ربا، اجحاف به مردم، غصب اموال ديگران، رشوه، كم‏كارى، تضييع حقوق، نپرداختن خمس و زكات و حقوق شرعيه، تامين گردد، اگر از طريق يغما بردن اموال عمومى و چپاول بيت‏المال، خيمه حسينى برافراشته گردد، آيا مى‏تواند وسيله تقرب الى الله باشد؟

    اگر مرثيه‏خوانان، از غنا و شيوه‏هاى لهوى در مراسم عزادارى بهره جويند و به اسم سبك جديد و نوآورى، به سراغ سبكهاى نا مشروع بروند، چگونه مى‏تواند طاعت محسوب شود؟ در حالى كه به گفته شيخ انصارى (ره) ادله مشروعيت استحباب مرثيه‏سرايى و گرياندن، نمى‏تواند مجوز ارتكاب غنا و لهو باشد و در برابر محرمات قرار گيرد . ادله مستحبات چيزى را مستحب مى‏شمرد كه از راه مباح و مشروع تحقق يابد و فى نفسه، محرم نباشد اما هرگاه پاى گناه و خلاف شرع به ميان آمد، استحباب آن كار نيز نفى خواهد شد . (32)

    طبق اين معيار است كه بر اساس مبانى فقهى، اگر صداى بلندگوى مجالس، مزاحمت‏براى ديگران فراهم آورد، اگر عزادارى به گونه‏اى باشد كه ضرر جسمى قابل ملاحظه‏اى براى فرد داشته باشد و اگر گويندگان و سخنرانان و مرثيه‏سرايان و خوانندگان، به جعل اكاذيب بپردازند و بدون نقل از منابع معتبر تاريخى و مقتل قابل قبول، به قصه‏پردازى مشغول شوند و به هدف جلب مستمع و راضى نگه داشتن مخاطب و پر كردن مجلس، و كسب درآمد و شهرت به هر شيوه و روش و سخنى متشبث‏شوند، در اين قبيل موارد چگونه مى‏توان مشروعيت اين اعمال را امضا كرد، تا چه رسد به پذيرش استحباب و مقرب بودن آنها؟

    آيا وظيفه و تكليف شرعى گروه‏هاى گرداننده و برپاكننده محافل حسينى آن نيست كه به متون معتبر و مستندهاى صحيح مراجعه كنند، سطح معلومات و اطلاعات خود از مقاتل را بالا ببرند و با تحقيق و تتبع، به اين حرفه مقدس و ارزشمند كه پاداشى جز بهشت ندارد، مشغول شوند و آن را وسيله كسب مال و آبرو قرار ندهند؟ آيا اين وظيفه مديران فرهنگى جامعه و سياست گذاران كلان در اين بخش نيست كه با توجه به بعد تاثيرگذارى و اهميتى كه مجالس سوگوارى دارد، در جهت‏سامان‏دهى ناهنجارى‏هايى كه ذكر شد يا وجود دارد، اقداماتى انجام دهند؟ به نظر مى‏رسد: همچنان‏كه در ساير رشته‏هاى هنرى و فرهنگى، دست‏اندركاران و توليد كنندگان اين آثار آموزش كافى مى‏بينند، مى‏توان مراكزى آموزشى فراهم آورد تا افراد دست‏اندركار همچون شاعران و مداحان و نويسندگان و روضه‏خوانان و ... به طور تخصصى اطلاعات لازم در اين بخش را فرا گيرند و با استفاده از آموزش زبان عربى و تاريخ صدر اسلام و حادثه كربلا و مقتل‏هاى مختلف و همچنين احكام فقهى مرتبط با عزادارى و احاديث و روايات اين باب و مطالب هنرى و اخلاقى لازم براى اين رشته‏ها، به هر چه بهتر و با شكوه‏تر برگزار شدن مجالس عزادارى خامس آل عبا (ع) طبق شرع كمك كنند . خود، عاشورا را بشناسند تا بتوانند به ديگران آن را بهتر معرفى كنند .

    حاج ميرزا حسين نورى (ره) (م‏1320ه ق) بيش از يك قرن پيش با دلى سوخته وارد عرصه اين جهاد بزرگ علمى شد و به مبارزه با نقل اكاذيب و مطالب بى‏پايه و اساس و غلوآلود پرداخت و بى‏اعتبارى كتبى همچون اسرار الشهادة و مفتاح الجنان را به اثبات رسانيد و وظيفه روضه‏خوانان را اين دانست كه نه تنها مستند نقل خود را بگويند بلكه نبايد به مجرد ديدن خبرى و حكايتى در يك كتاب به آن قناعت كنند . (33) او با بيان پاره‏اى از نمونه‏هاى دروغ از مصيبت‏ها و قصه‏ها نوشت:

    «الحق جاى گريستن است اما نه بر اين مصيبت‏بى‏اصل، بلكه در گفتن چنين دروغ واضح و افترا بر امام (ع) در بالاى منبر و نهى نكردن آنان كه متمكنند از نهى كردن .» (34)

    حاج نورى از كذب خبرهاى مبالغه‏آميزى همچون ششصدهزار سوار و پانصد هزار پياده اعلام كردن لشگر دشمن و تعداد مقتولين به دست‏سيدالشهدا (ع) را سيصد هزار و به دست ابى‏الفضل (ع) را بيست و پنج هزار شمردن و روز عاشورا را هفتاد ساعت دانستن، پرده برداشت و به روضه‏خوانانى كه بناى درستكارى دارند، توصيه كرد: از اساتيد اهل فن جويا شوند و به اغواى شيطان، رسم تازه گويى نگذارند و از هر كتابى هر چند جنگ المزخرفات، نقل نكنند . (35)

    2 . سست كردن پايه‏هاى اجتماعى مذهب و دين

    يكى ديگر از «نبايسته‏هاى رفتارى‏» در مراسم عزادارى، پرداختن به كارهايى است كه پايه‏هاى اجتماعى مذهب را سست و تضعيف مى‏كند و آموزه‏هاى دينى را در چشمان دوست و دشمن موهون و لرزان جلوه مى‏دهد . يكى از مرزهاى فقهى سوگوارى براى سالار شهيدان (ع) همين است كه موجب وهن مذهب نشود . (36) رفتارهاى موهون ممكن است، با صرف نظر از وهن‏انگيز بودن، خود، فى نفسه، نيز حرام باشند و ممكن است‏خودشان، بدون توجه به وهن‏انگيزى آنها، مباح و روا باشند . در هر حال وقتى شيوه سوگوارى و مطالب ارائه شده توسط گويندگان و مضامين القاء شده توسط مرثيه‏خوانان، به گونه‏اى بود كه موجب تحقير دين و مذهب شد و آموزه‏هاى دينى را غيرعقلانى و بى‏پايه و اساس معرفى كرد، بايد با حساسيت كامل از اين امور اجتناب كرد . به قول حاجى نورى وقتى سخنران هر قصه و مطلب دروغ و راستى را با هم آميخت و هر خبر بى‏پايه و اساس را بدون مراجعه به اسناد معتبر نقل كرد يا از خود بافت، علاوه بر گناه و حرامى كه مرتكب شده سبب وهن مذهب و افتضاح ملت گرديده است، گسترش اين منكر بزرگ بدانجا مى‏انجامد كه در كتب خود بنويسند: شيعه بيت كذب است . (37) به گفته شهيد قاضى طباطبايى; يكى از مضرات اين كار، هر چند از روى محبت نسبت‏به سيدالشهدا باشد، آن است كه دشمنان تشيع به خصوص وهابى‏مسلك‏ها، اصل تاريخ كربلا را به آن دروغها ضميمه كرده و اساس صحيح را قياس به آن ناصحيحها كرده و انكار مى‏كنند، چنانچه ابن‏تيميه حرانى حنبلى، با كمال بى‏حيايى اصل تاريخ و حادثه كربلا را انكار كرده و ادعا كرده سر مبارك سيدالشهدا (ع) را به شام نبرده‏اند و از خاندان آن حضرت كسى را اسير نكرده‏اند . (38)

    اگر مصلحانى چون حاجى نورى، يك‏صد سال پيش به موضوع وهن مذهب توجه كردند و همگان به ويژه عالمان را به مبارزه با برخى پديده‏هاى عزادارى كه موجب وهن مذهب مى‏شود، دعوت نمودند، در زمان حاضر كه سطح علمى و آگاهى افكار عمومى مردم، به ويژه جوانان و دانشجويان، ارتقاء يافته است و درا ين عصر، كه عصر ارتباطات نام گرفته و فن‏آورى اطلاعات بشر را قادر كرده، در زمانى بسيار اندك با استفاده از شيوه‏هاى نوين رسانه‏اى و نرم‏افزارى هر پيامى را به دورترين نقاط زمين بفرستد، در چنين زمانى، هرگاه مطلبى بى‏پايه گفته يا نوشته شود، يا رفتارى ناصحيح و نامعقول از گروهى سر زند يا شعار و رثايى غلوآلود و شرك‏آميز سرداده و خوانده شود، فورا اين قبيل شعار، گفتار، نوشتار و رفتار به سراسر عالم مخابره مى‏شود و زمينه را براى دشمنانى كه مترصد ضربه زدن و ايراد اتهام بر مذهب اهل بيت (ع) و مسلمانان مى‏باشند، فراهم مى‏آورد و در نتيجه خسارات جبران ناپذيرى را بر جاى خواهد گذاشت كه با اساس پيام عاشورا ناسازگار است .

    به ويژه در حال حاضر كه در پى وقوع انقلاب اسلامى، فرهنگ عاشورا، توان نيرومند خويش را در صحنه بين‏المللى در مبارزه با قدرتهاى شيطانى و افشاى چهره واقعى استكبار جهانى به اثبات رسانيده است و آنان كه منافع خود را با پيام حسين (ع) در خطر مى‏بينند، آماده‏اند با هر بهانه‏اى سيل خروشان امواج تبليغى خود را گسيل دارند و افكار عمومى جهانيان، به ويژه جوانان آرمان‏گراى مسلمان و حق‏طلب را كه اكنون در بسيارى از مناطق حساس همچون لبنان و فلسطين به سوى اهداف حسين (ع) جلب شده است، منحرف كنند و آنان را از دنبال كردن سيره و روش حسين (ع) مايوس گردانند . بر اساس همين هوشمندى و زمان‏شناسى است كه فقيهان بزرگى همچون امام خمينى (ره) عزادارى موهن مذهب را ناروا دانسته و تحريم كردند . معمار جمهورى اسلامى با آنكه معتقد بودند عاشورا با همان سنت‏هاى سابق باقى باشد و دسته‏جات سينه زنى و نوحه خوانى به همان قوت خودش باشد و سينه زنى و نوحه خوانى‏ها را رمز پيروزى ملت مى‏شمرد و هشدار مى‏داد كه قلمفرساها، با اسامى مختلف، شما را از اين مسير منحرف نكنند . با اين همه نسبت‏به جهات غير شرعى عزادارى حساس بود و مى‏فرمود:

    «ما و هيچ‏يك از دينداران نمى‏گوئيم كه با اين اسم هر كس، هر كارى مى‏كند خوبست .» (39)

    در همين ارتباط، از كارهاى ناروايى كه بسيارى از اوقات وهن مذهب را نيز در پى دارد و پرهيز از آن ضرورى است . رقابت‏هاى ناسالمى است كه گاهى ميان دسته‏جات عزادارى و هيئت‏هاى مذهبى بروز مى‏كند و موجب دودستگى و پراكندگى مى‏گردد، چشم و هم چشمى در محافل سوگوارى و عاشورائيان سم مهلك و كشنده‏اى است كه اهداف عزادارى را زير سؤال مى‏برد و جوانان عاشق ابى‏عبدالله (ع) را دلسرد مى‏كند . ميرزاى نائينى (ره) فقيه بزرگ عصر مشروطيت، در پاسخ استفتائى كه از اهالى بصره و اطراف آن در باره به راه انداختن دسته‏جات و مواكب عزادارى به ايشان رسيده بود، مى‏نويسد:

    «بيرون آمدن دسته‏ها در كوچه و خيابانها، از آشكارترين مصاديق عزادارى و رسانيدن پيام حسينى به دور و نزديك است و اشكالى ندارد .»

    ولى در ادامه تاكيد مى‏كند:

    «لكن اللازم تنزيه هذا الشعار العظيم عما لايليق بعبادة مثله من غناء او استعمال الات اللهو و التدافع فى التقدم و التاخر بين اهل محلتين و نحو ذلك و لو اتفق شى‏ء من ذلك فذلك الحرام الواقع فى البين هو المحرم و لا تسرى حرمته الى مواكب العزاء; (40) ليكن لازم است، اين شعار بزرگ از هر كار ناپسند كه شايسته براى چنين عبادتى نيست، پاك باشد . از خوانندگى حرام و به كارگيرى ابزار لهو و رقابت دسته‏جات در جلو و عقب افتادن از يكديگر و نزاع بين دو محله و مانند آن بايد پرهيز شود، اگر اين قبيل اتفاقات و كارهاى ناپسندى رخ دهد، حرام است، هر چند حرام بودن آن به حركت دسته براى عزادارى سرايت نمى‏كند .»

    اين پاسخ كه در 5 ربيع الاول 1345ه ق تحرير شده، توسط ده نفر از فقهاء بزرگ همچون حضرات آيات حكيم، خويى و كاشف الغطاء نيز مورد تاييد قرار گرفته است .

    3 . تحريف لفظى و معنوى عاشورا

    از سر فصل‏هاى مهم نبايدهاى عاشورا كه در بحث آسيب‏شناسى، مهمترين بخش را تشكيل مى‏دهد و به ابعاد مختلف فكرى و نظرى و اعتقادى عاشورا مربوط مى‏شود شناخت تحريفات عاشورا و اطلاع‏رسانى نسبت‏به آن است . اهميت اين بخش از آن رو است كه به انديشه عاشورا و ابعاد سازنده آن پيوند مى‏خورد و تاثيرى ژرف در سرنوشت‏حال و آينده جامعه دارد .

    شخصيت فرهيخته و زمان‏شناسى كه با دقت‏بر روى واژه «تحريف‏» بر اين آسيب انگشت نهاد و ابعاد آن را تشخيص داد و معرفى كرد، شهيد آيت‏الله مطهرى (ره) است . از نگاه وى كه به پيشتازى حاجى نورى در اين موضوع تاكيد دارد، اگر كارى كنند كه يك جمله يا نامه يا شعر مثلا، آن مقصودى را كه بايد بفهماند، نفهماند و مقصود ديگرى را بفهماند، اين تحريف است .

    البته تحريف همچنان‏كه در يك سخن عادى ممكن است رخ دهد، مى‏تواند در يك موضوع بزرگ اجتماعى رخنه كند، تحريف هر چند، نبايد بشود و محكوم است ولى اگر در سخن عادى باشد، خطرناك نيست، چون به حيات و سعادت اجتماع ضربه نمى‏زند و در مسير اجتماعى انحراف ايجاد نمى‏كند . ولى اگر يك موضوع اجتماعى بزرگ تحريف شود، مثلا تحريف كردن شخصيتها، آنان كه قولشان، عمل و خلقشان براى مردم نمونه و حجت است، خيلى خطرناك است . حادثه كربلا، حادثه‏اى بزرگ است كه در تربيت و خلق و خوى ما اثر جدى دارد . حادثه‏اى كه ميليون‏ها نفر و قهرا ميليون‏ها ساعت‏براى آن صرف مى‏شود و مبالغ هنگفتى هزينه مادى آن مى‏گردد، تحريف در چنين حادثه‏اى ضررهاى جبران‏ناپذير دارد .

    در باره عوامل تحريف، استاد مطهرى (ره) از دو عامل: اغراض دشمنان و تمايل بشر به اسطوره سازى به عنوان عوامل عمومى تحريف تاريخ كه اختصاص به حادثه عاشورا ندارد، ياد مى‏كند، پس از آن عامل سومى به عنوان عامل خاص كه تنها مربوط به حادثه كربلاست‏ياد مى‏كند، عاملى كه موجب گشت استفاده از هر وسيله و ابزار هر چند نامقدس تجويز شود . براى رسيدن به هدفى مقدس عده‏اى گفتند: گريستن بر امام‏حسين (ع) هدفى مقدس و منزه است و براى رسيدن و انجام دادن آن، هر كارى مجاز و رواست، در نتيجه افرادى در اين قضيه دست‏به جعل و تحريف زدند . (41)

    سرفصل مهم ديگر در سخن شهيد مطهرى (ره) در ارتباط با تحريف عاشورا، بحث انواع تحريف است . او تحريف را به دو گونه لفظى و معنوى تقسيم مى‏كند . تحريف لفظى، عوض كردن ظاهر يك چيز است، تصرف در ظاهر گفتار و سخن ديگران و كم و زياد كردن آن، تحريف لفظى است . تمامى قصه‏ها و حكايات بى‏پايه و اساس كه در باره حادثه كربلا گفته شده و در نقل‏هاى تاريخى غير معتبر انعكاس يافته و در كتاب لؤلؤ و مرجان حاج ميرزا حسين نورى (ره) به آن اشاره شده، از مصاديق تحريف لفظى عاشورا شمرده مى‏شود . اما تحريف معنوى كه صد بار خطرناك‏تر از تحريف لفظى است آن است كه مثلا يك جمله، بدون كم و زياد كردن الفاظ آن، به گونه‏اى تفسير و توجيه شود كه درست‏بر خلاف و ضد معناى واقعى آن باشد . نمونه اين تحريف را نسبت‏به روايت پيامبر اسلام (ص) «يا عمار تقتلك الفئة الباغية; اى عمار گروهى باغى و سركش تو را مى‏كشند» ، شاهديم . در جنگ صفين وقتى عمار به دست لشگر معاويه به قتل رسيد، يك‏مرتبه فرياد از همه جا بلند شد كه معاويه و يارانش باطل و سركش‏اند، چون قاتل عمار مى‏باشند . اينجا بود كه معاويه دست‏به تحريف معنوى روايت زد و اعلام كرد: ما كشنده عمار نيستيم، عمار را على (ع) كشت كه او را به صفين آورد و موجب كشتنش را فراهم كرد . تحريف معنوى يك حادثه تاريخى به اين است كه علل و انگيزه‏ها يا اهداف آن به گونه‏اى بيان و تفسير شود كه بر خلاف اصل آن باشد .

    تحريف‏هاى معنوى حادثه عاشورا

    حماسه كربلا، از يك سو علل و عواملى دارد و از سوى ديگر اهداف و اغراض عالى، كه اين علل و اهداف گرفتار تحريف، گرديده‏اند، عده‏اى عالمانه يا جاهلانه، عامدانه يا غافلانه، نهضت‏حسينى را به گونه‏اى تفسير كرده‏اند كه يا علل و عوامل پيدايش اين رخداد را دستخوش تغيير مى‏كند و آن را دگرگونه جلوه مى‏دهد يا اهداف آن را به گونه‏اى معرفى مى‏كند كه با اهداف واقعى آن و متون تاريخى مستند و پژوهش‏هاى عميق علمى ناسازگار است . آنچه در پى مى‏آيد، گزارش‏گونه‏اى از اين تحريفات است .

    الف . عاشورا، كفاره گناهان مردم

    از جمله تحريفات معنوى كه هدف اصلى قيام اباعبدالله (ع) را وارونه جلوه مى‏دهد، پندارى است كه بسيارى از افراد قشرى و شايد مقدس دارند و مى‏گويند: امام‏حسين (ع) براى بخشش گناهان شيعيان خود كشته شد . اينان با تشبث‏به رواياتى كه فضيلت گريستن بر سيدالشهدا (ع) را بر مى‏شمرد و تشويق و ترغيب به عزادارى مى‏كند و پاداش آن را آمرزش گناهان و ورود به هشت‏برين مى‏داند، (42) تمامى اهداف حسينى را به يكباره فراموش مى‏كنند و نوعى اباحه‏گرى و روايى گناه را ترويج مى‏كنند . شبيه آنچه در انديشه مسيحيت راه يافته است كه مسيح (ع) را فادى لقب مى‏دهند و به دار آويخته شدن او را ، كفاره معاصى امت او مى‏پندارند . (43)

    خطر اين تحريف آن است كه نه تنها قيام حسينى، كالبدى مى‏شود، بى‏روح و بى‏خاصيت، بلكه وسيله و ابزارى مى‏گردد، در دست كسانى كه صددرصد در برابر اهداف حسينى قرار گرفته‏اند . اين تحريف هدف امام حسين را دقيقا وارونه و بر عكس مى‏كند . اگر هدف از حماسه كربلا، اطاعت‏الله و عصيان شيطان و اقامه ارزشهاى دينى بود، در اين تفسير، كاملا، اين اهداف منسوخ مى‏شود وجاى آن را صرف گريستن و اقامه محافل عزادارى، بدون ذكر معارف دينى و احكام شرعى، مى‏گيرد . در اين تحريف، عاشورا، مى‏تواند ابزارى گردد در دستان افرادى كه از نظر شخصيت و چهره واقعى، تفاوتى با امويان و قتله امام‏حسين (ع) ندارند، كسانى كه اگر در محرم 61هجرى بودند، چه بسا در لشگر عمر سعد قرار مى‏گرفتند .

    در برابر اين تحريف وظيفه عالمان آگاه و متعهد آن است كه با مستند سازى دقيق و استفاده از كلمات امام‏حسين (ع) و اهل بيت (ع) و سيره و رفتار ايشان و اصحاب و يارانشان، بى‏اساسى اين تحريف برداشت‏گونه را براى عموم مردم آشكار گردانند .

    ب . عاشورا، تكليف خصوصى امام‏حسين (ع)

    تحريف ديگرى كه چه بسا در قالب برداشتى علمى از حماسه خونبار كربلا، ممكن است جلوه كند، به علل و عوامل رخداد نينوا مى‏پردازد و آن را وظيفه شرعى و تكليف خصوصى سيدالشهدا (ع) معرفى مى‏كند . طبق اين برداشت مقتضاى روايات آن است كه حادثه كربلا را، قضيه‏اى بدانيم كه از ابتداى خلقت رقم خورده بوده و اين تكليف امام‏حسين (ع) بود كه بر اساس همان فرمان ازلى الهى عمل و خود را قربانى و فدا كند . در اين رابطه، سخن آن حضرت خطاب به ابن‏عباس و ابن‏زبير: «ان رسول الله (ص) قد امرنى بامر و انا ماض فيه; پيامبر (ص) مرا مامور به فرمانى كرده كه به دنبال آن مى‏باشم‏» و سخن ايشان به محمد حنفيه «اتانى رسول الله (ص) بعد ما فارقتك فقال: يا حسين اخرج فان الله قد شاء ان يراك قتيلا; (44) پيامبر (ص) را مشاهده كردم كه به من فرمان خروج داد، چون خداوند مى‏خواهد مرا كشته ببينيد» ، مى‏تواند مستند اين برداشت قرار گيرد . همچنين روايات فراوانى كه نشان مى‏دهد، پيامبران و اولياى الهى همچون: نوح، ابراهيم، ذكريا، عيسى، يوشع بن نون و پيامبر خاتم (ص) از وقوع قتل امام‏حسين (ع) توسط جبرئيل خبر داشته و به ديگران نيز اطلاع داده بوده‏اند گويا حادثه كربلا، حادثه‏اى خاص و مخصوص فرزند رسول خاتم (ص) بوده كه از ازل رقم خورده است و امام‏حسين (ع) چاره‏اى جز انجام دادن آن را نداشته است .

    اين برداشت‏به ظاهر علمى و مستند، تحريفى ماهرانه است كه به قول شهيد مطهرى (ره)، حادثه كربلا را از نظر اثر مفيد داشتن عقيم مى‏كند . وقتى گفته شد دستور خصوصى، اين حادثه از مكتب بودن و قابل پيروى بودن، بيرون رانده شده و نشان داده شده در برابر ظلم و ستم و فساد و تباهى، اسلام دستور عمومى ندارد، تنها تكليف خصوصى امام‏حسين (ع) بوده است كه در برابر اين ناهنجارى‏ها بايستد و جان فدا كند . (45) خطر اين تحريف خطرناك آن است كه قيام حسين (ع) را از اسوه بودن مى‏اندازد و نيروى حركت و الگوى قيام را از ملل عالم كه مى‏خواهند از يوغ استبداد و ظلم و استكبار و جهالت رهايى يابند و به حق و عدالت و پاكى روى آورند، مى‏گيرد .

    منقولات تاريخى و روايات مستند اين برداشت، كه فرمان پيامبر (ص) را به امام‏حسين (ع) منعكس مى‏كند و از مطلع بودن اولياى بزرگ الهى از جريان كربلا خبر مى‏دهد منافات با اين حقيقت ندارد كه سيدالشهدا (ع) به عنوان امام معصوم; كه سيره و روش او سنت است و حجت و قابل تمسك، پيروان و عاشقان او نيز، همچون خود او موظفند در برابر بى‏عدالتى و اسلام زدايى امويان هر زمان، بايستند و از حريم دين الهى و حقوق انسانى دفاع كنند . امام‏خمينى (ره) در همين زمينه مى‏فرمايد:

    «حضرت سيدالشهدا، سلام الله عليه، به همه آموخت كه در مقابل ستم، در مقابل حكومت جائر چه بايد كرد .»

    و مى‏فرمايد:

    «عمل امام‏حسين، سلام الله عليه، دستور است‏براى همه، «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا .» (46)

    ج . عاشورا و تحريف‏هاى نو

    نكته درخور اهميت، در بحث آسيب‏شناسى وقايع و فرهنگ‏ها، آن است كه با گذشت زمان و سپرى شدن شرايط فرهنگى و سياسى جامعه، تحريف‏ها نيز دگرگون شده و رنگ عوض مى‏كند چنين نيست كه تحريفى تا ابد بماند، تحريف پرده و پوششى است كه با آشكار شدن حقيقت، رخ در نقاب كشيده و همچون كف روى آب، نابود و مضمحل مى‏گردد .

    «كذلك يضرب الله الحق و الباطل، فاما الزبد فيذهب جفاء و اما ما ينفع الناس فيمكث فى الارض ...» (رعد/17). .

    اما رفتن و اضمحلال مصداقى از مصاديق تحريف، بدان معنا نيست كه خطر تحريف به كلى از ميان رفته باشد، بلكه عمر گونه‏اى از تحريف به سر مى‏آيد و گونه‏اى ديگر كه چه بسا پيچيده‏تر است، قارچ‏گونه سر از زمين بر مى‏آورد و مانع نورافشانى حقيقت‏يك واقعه يا مكتب مى‏شود .

    با اين مقدمه، در بررسى تحريف‏هاى معنوى عاشورا، بايد اذعان كرد، دو تحريف پيش‏گفته، تحريفهايى بود كه در دهه‏هاى گذشته و پيش از انقلاب اسلامى، جولانگاه زيادى داشتند و با طلوع خورشيد انقلاب و روشنگرى حقايق توسط رهبر كبير انقلاب و فرزانگانى چون شهيد مطهرى، تا حدودى، زواياى پنهان آن تحريف و آسيب‏ها پديدار گشت، هر چند خطر آنها را نمى‏توان صددرصد منتفى شمرد و امكان بروز آنها با شيوه‏ها و قرائت‏هايى نوين وجود دارد . ولى در اين سالهاى اخير، در گوشه و كنار، از گفتار و نوشتار پاره‏اى محافل و نشريات، زمزمه‏هايى به گوش مى‏رسد كه از تكوين نطفه‏هايى نو از تحريفات جديد خبر مى‏دهد . امروزه با ادبياتى متفاوت و گويش‏هايى نوين، مطالبى پيرامون فرهنگ عاشورا بيان مى‏شود كه مى‏تواند نشانگر برخى بيمارى‏ها باشد . پيش از اين در مقاله «پيوند دين و سياست در گفتمان عاشورا» ، گوشه‏هايى از اين آسيب‏ها كه در قالب برداشت جديد از فرهنگ عاشورا و تغيير برداشت‏سياسى از آن، ارائه مى‏شد، بررسى شد . (47) در اينجا به طور فشرده و گذرا، به نشانه‏هايى ديگر كه عمدتا بر محور تضعيف پايگاه اجتماعى فرهنگ عاشورا و ابعاد سازنده آن متمركز است و در مقام تقدس‏زدايى از عاشورا و خشونت‏زا معرفى كردن فرهنگ آن مى‏باشد، مى‏توان اشاره نمود و تجزيه و تحليل عميق آن را به فرصتى ديگر واگذار كرد .

    اينكه اخيرا برخى افراد، عزادارى امام‏حسين (ع) را ادامه آيين سوگ سياوش بر اساس اساطير ايران باستان مى‏شمرند كه مردم تا پيش از دوره صفويه براى نه گفتن به حكومت، به آن مى‏پرداختند و با از بين رفتن آيين سياوش و جايگزينى عزادارى امام‏حسين (ع) اين آيين‏ها در خدمت‏حكومت قرار گرفت، اينكه ميان امام‏حسين (ع) با تراژدى‏هاى افسانه‏اى همچون آنتيگونه، تامس موروجان پروكتور مقايسه مى‏شود و با اين مقايسه، تراژيك بودن عاشورا القاء مى‏گردد، اينكه مى‏گويند: «امروزه ديگر از دشمنان و كشندگان امام‏حسين (ع) خبرى نيست و هنوز هم از داستان حسين استفاده كردن و عنصر انتقام، عنصر كينه‏توزى و عنصر خشونت و خونريزى را زنده نگه داشتن و از طريق تحريك عواطف، دشمنان موهوم و غير موهوم تراشيدن و اين حادثه را خرج آن امور كردن، شايسته نيست .» اينكه القاء مى‏شود «پيامبر (ص) در بدر و حنين شمشير زد و كربلا پيامدهاى همان جنگ‏ها بود و خشونت فرزند خشونت است و درخت‏خشونت ميوه‏هايى جز خشونت‏به بار نمى‏آورد» اينكه; فرهنگ شهادت خشونت آفرين شمرده مى‏شود، اينكه پيشنهاد تغيير زيارتنامه امام‏حسين (ع) و جايگزينى «آزادى‏» به جاى «اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتيت الزكوة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر» داده مى‏شود، اينكه، براى قرنها بزرگداشت قيام عاشورا، حاصلى جز تاثر و حزن ارزيابى نمى‏شود، و مواردى از اين قبيل، نشانه‏هايى از اين واقعيت است كه جامعيت و تقدس فرهنگ عاشورا، در قالب مطالبى به ظاهر زيبا و فريبا، با آسيب‏هايى جديد و پيچيده مواجه است و مواجهه و دفع اين آسيب‏ها، نيازمند تبيين مكتب عاشورا با ژرف‏انديشى و نكته‏سنجى همه‏جانبه است .

    نتيجه القائاتى نظير القائات بالا، بى‏خاصيت كردن فرهنگ عاشورا و ربودن اين مكتب سازنده از دست ملتهاى ستمديده است . آيا به راستى عاشورا جنبه‏هاى اساطيرى و افسانه‏اى دارد كه با اسطوره افسانه سياوش و غيره مقايسه شود؟ در حالى كه از شگفتى‏هاى حماسه كربلا آن است كه تمامى خصوصيات و ويژگيهاى آن حادثه، با ذكر جزئى‏ترين مسائل، در سينه تاريخ مضبوط است و متون تاريخى و روايى مستند، به طور دقيق، اين واقعيت را گزارش مى‏كنند، البته ممكن است در برخى نوشته‏جات غير معتبر مطالبى مبالغه‏آميز و اغراقى مطرح شده باشد كه جنبه اسطوره‏اى داشته باشد ولى اين دليل نمى‏شود كه اين سند مقدس و اين حادثه مستند معتبر را اسطوره بخوانيم يا با افسانه‏ها مقايسه كنيم . به قول شهيد مطهرى، ما وظيفه داريم آن را از چنگ افسانه سازها بيرون آوريم . (48) نه اينكه به اين تحريف دامن بزنيم .

    آيين عزادارى سيد مظلومان (ع) چنانچه در صفحات پيشين گذشت، چه ربطى به آيين سوگ سياوش دارد؟ در حالى كه اين آيين از زمان ائمه اطهار (ع) و از همان روز عاشورا، معمارى شد، براى آنكه عاشورا، به عنوان يك مكتب زنده بماند و خون ثارالله در كالبد جوامع به جريان افتد و به آنها حيات طيبه و زندگى شرافتمندانه هديه كند . عاشورا ، توسط ولى مطلق الهى و عبد صالح و انسان كامل و معصومى چون سيدالشهداء (ع) و نه يك موجود اساطيرى آفريده شد، براى آنكه شاخص حركت تعالى بشر باشد و با انگشت اشاره‏اش، سمت و سوى زندگى را نشان دهد . عاشورا، دو چهره دارد، همچنان‏كه در آن رحمت، رافت و عشق به همه خوبى‏ها و زيبايى‏ها موج مى‏زند، چهره ديگر آن زشتى و شيطنت و فساد و تباهى است و انسان عاشورايى همچنان‏كه درود و سلام و عاطفه خود را نثار چهره رافت و رحمت آن مى‏كند، نمى‏تواند از لعن و نفرين نسبت‏به قاتلان و كشندگان امام‏حسين (ع) كه چهره ديگر كربلا را ترسيم كردند غافل باشد . شيعه تولى و تبرى را يك جا دارد و از هيچ‏يك از اين دو، به بهانه ديگرى غافل نمى‏شود . امروزه هر چند كشندگان امام‏حسين (ع) جز نام ننگ، چيزى براى خود باقى نگذاشته‏اند، ولى نمى‏توان منكر ادامه حيات انديشه و خط و فكر امويان بود و تا زمانى كه اين فكر و انديشه زنده است، ذكر و ياد سيدالشهدا (ع) و لعن و نفرين بر قاتلان او تداوم مى‏يابد، از اين رو است كه در دعاى ندبه مى‏خوانيم: «اين الطالب بدم المقتول بكربلا» .

    اسلام، هم جاذبه، هم دافعه دارد، نمى‏توان با نام مبارزه با خشونت و رواج تساهل و تسامح و آموزه‏هاى پلوراليستى، منكر حق و باطل شد و اين دو صف را از يكديگر متمايز نساخت . اسلام بدون برائت از كفر و الحاد و نفاق و لعن و نفرين بر شيطان و طاغوت و ظالم و مستكبر، اسلام نيست . تولى و تبرى و خودى و غير خودى از مباحث عميق قرآنى است:

    «لا تجد قوما يؤمنون بالله و اليوم الاخر يوادون من حاد الله و رسوله و لو كانوا اباءهم او ابناءهم او اخوانهم او عشيرتهم ... اولئك حزب‏الله; (مجادله/22) نمى‏يابى مؤمنان به خدا و قيامت را كه دوستان كسانى باشند كه مخالفت‏با خدا و رسول او مى‏كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندان آنان باشند . اينها حزب خدايند .»

    از اين رو است كه بر طبق روايات اهل بيت (ع) همچنان‏كه سلام بر امام حسين (ع) عبادت است و فضيلت فراوانى دارد، لعن و نفرين بر قاتلان او نيز عبادت است و ثواب زيادى دارد .

    امام رضا (ع) به ريان بن شبيب فرمود:

    «يابن شبيب ان سرك ان تسكن الغرف المبنية فى الجنة مع النبى و اله فالعن قتلة الحسين (ع) ; (49) اى فرزند شبيب، اگر خشنود مى‏شوى كه در غرفه‏هاى بهشتى، در جوار پيامبر و آل او سكنى گزينى، قاتلان امام حسين (ع) را نفرين كن .»

    لذا كمتر زيارتى از زيارات امام‏حسين (ع) را مى‏توان سراغ گرفت كه در كنار سلام بر او و يارانش، لعن بر قاتلان آنها ذكر نشده باشد، با وجود آنكه اين زيارات از امامان معصوم (ع) و اهل بيت (ع) و در متون معتبر نقل شده و بسيارى از آنها از جهت‏سند نيز به هيچ وجه قابل خدشه نمى‏باشد .

    بخش دوم: بايسته‏هاى فرهنگ عاشورا

    توجه و حركت‏به سمت و سوى اهداف عاليه مكتب عاشورا و آموزه‏هاى آن و غافل نشدن از علل و انگيزه‏هاى قيام سالار شهيدان (ع)، از جمله موضوعاتى است كه در حيطه مباحث آسيب‏شناسى فرهنگ عاشورا مورد تجزيه و تحليل قرار مى‏گيرد . اينكه آيا محافل سوگوارى و مراسم عزادارى كنونى تا چه اندازه در مسير آن اهداف قرار دارند و از اين بعد از چه ضعفها و كاستى‏هايى رنج مى‏برند كه نيازمند ترميم است، پرسشى است كه پاسخ آن نيازمند تامل جدى است . اهداف عاشورا را بايد ترسيم و تعيين كرد، آنگاه آيين نكوداشت كنونى را با آن سنجيد و حدود انطباق با آن اهداف را به دست آورد .

    علل و انگيزه‏هاى حماسه كربلا را مى‏توان در سه محور عمده طبقه بندى كرد:

    1 . احياى ارزشهاى انسانى و اخلاقى

    2 . احياى ارزشهاى دينى و اسلامى

    3 . احياى ارزشهاى عرفانى و معنوى .


    بررسى و تحليل فشرده اين سه محور را پى مى‏گيريم تا ميزان انطباق آنچه در مراسم عزادارى اكنون هست‏با آنچه بايد باشد مشخص گردد .

    1 . احياى ارزشهاى انسانى - اخلاقى

    منظور از ارزشهاى انسانى - اخلاقى، گروهى از خصلت‏ها و محاسن اخلاقى است كه به حكم عقل عملى هر انسانى ملزم به رعايت آنهاست . هر انسانى با صرف نظر از عقيده و مذهب و انديشه بايد نسبت‏به آنها حساس باشد . خصلت‏هايى كه تمامى انسانها، در هر سرزمين زيست كنند و در هر زمانى به سربرند، آن را بزرگ مى‏شمارند و زبان به مدح و ثناى كسانى كه آنها را مراعات مى‏كنند و براى احياء و توسعه آنها مى‏كوشند، گشوده و آنان را كه چنين ارزشهايى را له مى‏كنند، مورد نكوهش و شماتت قرار مى‏دهند . عدالت‏طلبى، حريت و آزادگى، حق‏جويى، عزت‏خواهى و ذلت‏گريزى، از جمله اين خصلت‏هاست كه همه انسانها بدان ارج مى‏نهند .

    به گواهى مستندات تاريخى و روايى، از جمله علل و انگيزه‏هاى شكل‏گيرى نهضت عاشورا، احياى همين ارزشها بود و از اين رو، هر انسان منصفى، هر چند غير شيعه و غير مسلمان، در برابر عظمت‏حماسه خونين طف سر تعظيم فرود مى‏آورد و بر آفرينندگان آن آفرين مى‏گويد . در عاشورا، ارزشهاى انسانى موج مى‏زند و هر قطعه‏اى از آن، گواه عظمت روحى و شخصيت عظيم پديد آورندگان آن است . عاشورا ملاك و معيار انسانيت را آشكار مى‏كند و مرز ميان آدميت و سبعيت را توضيح مى‏دهد .

    «يا شيعة آل ابوسفيان، ان لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنياكم; (50) اى پيروان آل ابوسفيان، اگر دين نداريد و از قيامت هراسى به دل راه نمى‏دهيد، در دنياى خود آزاده باشيد .»

    شعار سيدالشهدا (ع) در روز عاشورا اين است:

    «الموت اولى من ركوب العار

    و العار اولى من دخول النار; (51)

    مرگ سزاوارتر از پذيرش ننگ است و ننگ سزاوارتر از ورود در آتش .»

    امام حسين (ع) در آن لحظات حساس و جانسوز، خطاب به لشكر دشمن مى‏فرمايد:

    «الا و ان الدعى ابن‏الدعى قد ركز بين اثنتين بين السلة و الذلة و هيهات منا الذلة .» (52)

    اينها شعارهاى بزرگى است كه تا ابديت مى‏تواند، شعار و پرچم حركت هر جامعه‏اى باشد .

    در سخن ديگر امام فرمود:

    «موت فى عز خير من حياة فى ذل .» (53)

    و با اين وسيله عزت و ذلت، را ملاك انتخاب حيات و موت اعلام كرد . امام‏حسين (ع) در بيان شرايط حاكميت‏سياسى و رهبرى جامعه، «القائم بالقسط‏» قيام به قسط و عدالت‏خواهى را مطرح كرد . (54) لذا در زيارت اول ماه رجب، در برابر مضجع شريف، آن بزرگوار كه قرار مى‏گيرى، گواهى مى‏دهى:

    «اشهد انك قد امرت بالقسط و العدل و دعوت اليهما; (55) شهادت مى‏دهم كه تو به دادگرى و عدالت فرمان‏دادى و دعوت كردى .»

    اين است كه مى‏توان گفت: اساس عاشورا بر عدالت و حريت و احياى شخصيت انسانى استوار است و فرهنگ عاشورا، براى پاسدارى و انتقال اين پيام به نسلهاى آتى است . به گفته شهيد مطهرى (ره):

    «كليد شخصيت امام‏حسين (ع) حماسه، شور، عظمت، صلابت و ايستادگى است .» (56)

    اين رمز شخصيت‏بايد در شعارهاى عزادارى متبلور باشد، تا در درون جامعه، احساس شخصيت و بزرگوارى تزريق گردد . امروزه با توجه به بحران رسانه‏اى و جنگ نرم‏افزارى، يكى از مهمترين چالش‏هاى اجتماعى را مساله هويت تشكيل مى‏دهد و حل آن در گرو احياى واقعى شعارهاى عاشورا است . هيئت‏هاى عزادارى، در كنار مرثيه و احساس حزن و اندوه، بايد بزرگى شخصيت امام‏حسين (ع) را به ياد آورند و با آموختن اين درس از عاشورا، احساس شخصيت و خودباورى را در خود روز افزون گردانند . بزرگترين سرمايه يك جامعه آن است كه در خود، احساس شخصيت و منش كند . نسبت‏به اجتماعهاى ديگر، حس استغنا و بى‏نيازى داشته باشد . اگر ملتى همه چيز داشته باشد ولى شخصيت‏خود را ببازد، هيچ نخواهد داشت و خواه ناخواه در ملتهاى ديگر جذب خواهد شد . اين خودباختگى است كه به قول مرحوم مطهرى در جامعه ما وجود دارد . عيب بزرگ جامعه ايرانى آن است كه به حماسه‏ها، و اركان شخصيت‏خود پايبند نيستيم و با يك حرف پوچ زود آن را از دست مى‏دهيم و در مقابل عادات، رسوم، فرهنگ، لباس، زبان و خط ديگران تسليم مى‏شويم . فرهنگ عاشورا، بايد هويت‏بخش جامعه باشد، رثاء و مرثيه بايد به شكلى باشد كه حس قهرمانى را در جوانان اين مرز و بوم احيا كند . (57) در اين صورت است كه جامعه مى‏تواند به راحتى بحران هويت را پشت‏سر گذارد .

    2 . احياى ارزشهاى دينى - اسلامى

    از ديگر علل و انگيزه‏هاى حماسه خونين كربلا كه در سيره حسينى موج مى‏زند، احياى سنتهاى دينى است كه در عصر امويان، به ويژه يزيدبن معاويه به تاراج رفته بود . يزيد فردى فاسق، شارب الخمر، قاتل انسانها و معلن به فسق بود و شخصيتى چون سيدالشهدا (ع) كه پرورده دامن‏هاى پاك و پرورش يافته بيت رسالت و توحيد بود، نمى‏توانست‏با او سازش كند: «و مثلى لا يبايع مثله‏» . (58)

    هدف قيام و دعوت امام‏حسين (ع) بازگشت‏به اسلام زمان اميرمؤمنان (ع) و احياى سيره و روش حكومت پيامبر اكرم (ص) بود:

    «و انا ادعوكم الى كتاب الله و سنة نبيه (ص) فان السنة قد اميتت و ان البدعة قد احييت‏» . (59)

    عدالت‏طلبى و آزادى‏خواهى آن حضرت نيز كه در بخش پيش با عنوان احياى ارزشهاى انسانى - اخلاقى از آن ياد شد، در پرتو احياى ارزشهاى دينى و اسلامى متجلى مى‏شود، در واقع ارزشهاى انسانى و اخلاقى، در دامن آموزه‏هاى دينى و معارف كتاب و احكام سنت است كه به شكل صحيح و مطلوب در مسير سعادت انسانى رشد مى‏كنند و بارور مى‏شوند . اين كتاب و سنت است كه محدوده و مصداق‏هاى قسط و عدل و آزادى و حريت را تعيين مى‏كنند و عدالت و حريت واقعى را آموزش مى‏دهند . لذا در سخنان حضرت اباعبدالله (ع)، ارزشهاى انسانى در كنار آموزه‏هاى دين مطرح مى‏شود . در نامه‏اى به برادر خود محمد حنفيه تاكيد دارد:

    «من از روى تكبر و خودخواهى و براى افساد و ستم خروج نكردم; قيام من براى امر به معروف و نهى از منكر است، من به عنوان يك مصلح در امت جدم قيام كردم، قصدم آن است كه سيره رسول خدا (ص) و على مرتضى (ع) را احياء كنم .» (60)

    امام (ع) بر اين باور بود:

    «در شرايطى كه به حق عمل نمى‏شود و كسى از باطل رويگردان نيست، مؤمن بايد لقاء پروردگارش را بر چنين زندگى‏اى ترجيح دهد .» (61)

    و در روز عاشورا عملا اين بايد و ضرورت را به همگان نشان داد . از اين رو، در زيارت مخصوص اربعين، گفته مى‏شود:

    «فاعذر فى الدعاء و منح النصح و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة; (62) پروردگارا گواهى مى‏دهم; (اباعبدالله (ع)) در دعوت خويش جايى براى عذر و بهانه باقى نگذاشت . و از خيرخواهى دريغ نكرد . جان خود را در راه تو هديه كرد تا آنكه بندگانت از نادانى و سرگردانى گمراهى رهايى يابند .»

    فرهنگ عاشورا و زنده نگاه داشتن مكتب خونين حسين (ع) براى احياى همين اهداف است . در زيارت و سوگوارى، در مرثيه و روضه، عاشقان سيدالشهداء (ع) بايد با اين آرمانهاى بلند آشنا بشوند و هر ساله تجديد بيعت كنند . سر آنكه اين اهداف در زيارتنامه‏هاى آن حضرت كه از زبان اولياى معصوم الهى (ع) نقل گرديده است، تكرار مى‏شود، يادآورى و تاكيد پيروان بر اين خط سير و اين شاخصها است . در زيارتنامه‏اى كه جابر جعفى، از امام صادق (ع) روايت مى‏كند، چنين نقل شده است:

    «اشهد انك قد اقمت الصلوة و آتيت الزكوة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر و جاهدت الملحدين و عبدت الله حتى اتيك اليقين .» (63)

    جملاتى با مضامين بالا كه همگى تاكيد بر جنبه‏هاى احياى احكام و فرايض اسلامى در سايه قيام حسين (ع) دارند، در بسيارى از زيارتنامه‏هاى مستند و معتبر، وجود دارد و نشانگر اهميت توجه به اين ابعاد در قيام كربلا است . حال اگر قرائت كننده زيارت، تنها الفاظ را زمزمه كند ولى از اين مفاهيم عارى باشد، همچون كالبد بى‏روحى مى‏شود كه نمى‏توان از او حركت و تلاشى را انتظار داشت، هر رفتار و كارى كه به نام سيدالشهداء (ع) زينت مى‏يابد و در مسير گرامى داشت عزيزان خونين كربلاست، بايد، در كنار گريه و مرثيه و روضه، اين اهداف حسين (ع) را آموزش دهد، مردم به خصوص جوانان را با آموزه‏هاى كتاب و سنت آشنا كند . مجالس مذهبى سوگوارى بايد دانشگاهى باشد كه پيام وحى را به شكلى بليغ و رسا در اختيار عموم قرار دهد . چگونه مى‏توان جامعه‏اى را كه بيگانه با مفاهيم دينى است، و فرايض دين همچون نماز، زكات، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، حجاب، حيا و پاكدامنى، انفاق و دستگيرى از فقراء در آن كم رنگ است، جامعه‏اى پيرو امام‏حسين (ع) ناميد؟ در حالى كه حسين بن على (ع) براى اقامه اين فرائض و عينيت اجتماعى آنها، جان خود را تقديم كرد و با اهداء خون خود و عزيزانش و اسارت اهل بيتش و گرفتار شدن به اعظم مصيبات، نشان داد كه آنچه از جان شخصيتى معصوم و ولى‏الله، مهمتر است، اساس اسلام و اركان آن است . محافل سوگ و انس شيعيان نيز در مسير اين اهداف بايد قرار گيرد تا تمامى عزاداران بر اين نكته واقف شوند كه عزادارى و گريه و اشك جنبه مقدميت دارد و سر پلى است‏براى تحقق عملى اسلام در اركان نظام اجتماعى و فرهنگى و سياسى و در نظام شخصى و خانوادگى تمامى مردم، اين فلسفه اساسى نهضت عاشورا است . جامعه تبعيض‏آلود، جامعه فاسد، جامعه‏اى كه در آن مردم به دو گروه فقير و غنى تقسيم مى‏شوند و حق فقيران به آنان داده نمى‏شود، آيا مى‏تواند خود را حسينى بنامد؟ در حالى كه شعيب بن عبدالرحمان گويد:

    «روز عاشورا بر پشت‏حسين بن على (ع) اثرى مشاهده شد، از زين‏العابدين (ع) پرسيدند: «اين نشانه چيست؟» ، امام (ع) فرمود: «هذا ماكان ينتقل الجراب على ظهره الى منازل الارامل و اليتامى و المساكين; (64) اين اثر انبان‏هايى است كه بر پشت‏حمل مى‏كرد و به خانه‏هاى زنان بى‏شوهر و يتيمان و مسكينان مى‏رسانيد .»

    3 . احياى ارزشهاى معنوى - عرفانى

    سومين لايه از انگيزه‏ها و فلسفه قيام عاشورا كه مراسم عزادارى بايد با عطر آن معطر گردد و در بحث آسيب‏شناسى، توجهى جدى را مى‏طلبد، هسته مركزى و لب اين نهضت را تشكيل مى‏دهد و سنگ بناى آن شمرده مى‏شود، حب و عشق به معبود، تقرب الى الله، ياد و ذكر الهى اساس عاشورا است، همه چيز را فداى دوست كردن و در تماشاى جمال محبوب ازل و ابد غرق شدن و خود را نديدن . عاشورا درياى مواج عشق بازى است، در بيابان تفتيده نينوا، در ميان درياى خون و برق شمشيرها و شيهه اسبان و ناله كودكان و در آن گرد و غبار آنچه بيشتر خودنمايى مى‏كند، ابتهال، دعا، تلاوت قرآن، نماز و شب زنده‏دارى است .

    عصر عاشورا، آن هنگام كه لشكر عمر سعد به سمت‏خيام حسين (ع) حمله‏ور شد، سيدالشهدا (ع) برادر خود عباس بن على (ع) را فرستاد تا به عمر سعد پيغام دهد، امشب را به ما مهلت دهيد و جنگ را به فردا موكول كنيد، باشد يك شبى ديگر را براى پروردگار خويش نماز گذاريم و دعا و استغفار كنيم . تنها خدا مى‏داند كه من چقدر عاشق خواندن نماز براى او، و تلاوت كتاب او، و زيادى دعا و استغفار مى‏باشم . (65)

    خطبه آن حضرت نيز در شب عاشورا، در ميان تعدادى اندك از ياران و هزاران نفر دشمن، مملو از گوهرهاى معنوى و دلربا است:

    «اثنى على الله احسن الثناء و احمده على السراء و الضراء» . (66)

    تا پايان نماز اول وقت آن حضرت در ظهر عاشورا (67) و بالاخره دعاى او در لحظه‏هاى آخر جان دادن:

    «اللهم متعال المكان، عظيم الجبروت، شديد المحال، غنى عن الخلائق، عريض الكبرياء،» تا آخر كه فرمود: «صبرا على قضائك يا رب لا اله سواك يا غياث المستغيثين .» (68)

    كه تابلويى عظيم از بزرگى روح و معرفت را به تصوير مى‏كشد، زيبايى‏هاى جلوه‏گر شده در صحنه خونين كربلا است . عاشورائيان ما، بايد عاشورا، را اين‏چنين بشناسند و تلاش كنند، در حد توان، هر چند اندك، به اين اهداف خود را نزديك كنند . و در اين ميان، آنچه مهم است هدف‏گيرى نظام سياسى جامعه است .

    خلاصه سخن آن است كه اگر نظام سياسى جامعه، پيام خود را از عاشورا مى‏گيرد و اگر مديريت‏سياسى، برگرفته از اهداف حسينى است، نمى‏تواند، نسبت‏به اهداف بالا، بى‏توجه باشد . امام‏حسين (ع) اگر موفق به تشكيل دولت مى‏شد، قطعا احياى ارزشهاى انسانى و اسلامى و معنوى را به عنوان سه برنامه راهبردى و هدفمند تدريجى خود بر مى‏گزيد و هر حكومت كه با شعارهاى عاشورايى به قدرت مى‏رسد، وظيفه‏اش دنبال كردن همان اهداف است .

    1) ابومخنف، لوط بن يحيى (م 157) قديمى‏ترين مورخ كربلاست . طبرى و شيخ مفيد در ارشاد و ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين، آنچه از حادثه كربلا نقل كرده‏اند، تقريبا برگرفته از ابومخنف است . براى آگاهى بيشتر ر . ك: رسول جعفريان، تاملى در نهضت عاشورا، ص 15 - 20، انصاريان، قم، 1381 .

    2) تاريخ طبرى، ج 5، ص 456، دارالتراث، بيروت .

    3) دوازده بند، محتشم كاشانى، بند نهم .

    4) زيارت عاشورا مفاتيح الجنان .

    5) تاريخ طبرى، ج‏5، ص‏456 .

    6) حاجى نورى طبرسى، لؤلؤ و مرجان، ص 149 - 148، دارالكتاب اسلاميه، 1375 ه ق

    7) تاريخ طبرى، ج‏5، ص 457 .

    8) نك: مقاله «بعد سياسى و احياى عاشورا از منظر فقه‏» .

    9) بحارالانوار، ج 44، ص 286، داراحياء التراث العربى، بيروت، 1403 ه ق .

    10) همان، ص 296 - 278 .

    11) همان ص 282 - 283 .

    12) وسايل‏الشيعه، ج 14، باب 37، ح‏8، ص 413 . مؤسسه ال البيت (ع)، 1414 ه ق .

    13) همان، ص 435 - 483 .

    14) همان، ص 456 - 458 .

    15) همان، ص 493 - 494 .

    16) ابن‏قولويه، كامل الزيات، باب ثواب من شرب الماء، ذكر الحسين و لعن قاتله، ص 212 .

    17) سيد كاظم يزدى، عروة الوثقى، ج 1، مساله 25، فى احكام النجاسات .

    18) وسايل‏الشيعه، ج‏14، ص 524 .

    19) همان، باب 70، ص 521 .

    20) ر . ك: امام خمينى، تحرير الوسيله، ج 1، فى مكان المصلى و مسجده، مساله 10 .

    21) وسايل‏الشيعه، ج 5، ابواب مايسجد عليه، باب 16، باب استحباب السجود على تربة الحسين (ع) ص 365 - 367 .

    22) همان، ج‏3، ص 29 - 30 .

    23) ر . ك: امام خمينى، تحرير الوسيله، ج 1، القول فى احكام المسافر، مساله 8 .

    24) وسايل‏الشيعه، ج 14، ص 537 - 539 .

    25) شيخ عباسى قمى، مقاتيح الجنان، زيارت ششم از زيارات مطلقه امام حسين (ع)

    26) اصول كافى، ج‏1، ص 54، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1362 ه ش .

    27) همان، ص 32 .

    28) شيخ عباسى قمى، منتهى‏الامال، ج‏1، ص 543، انتشارات ايران، امام خمينى .

    29) استفتائات، ج‏2، ص‏28، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اول، 1372ه ش .

    30) لؤلؤ و مرجان، ص‏176 .

    31) موسوعة كلمات الامام حسين، ص‏336; تذكرة الخواص، ص‏217 .

    32) ر . ك: المكاسب، ج 1، ص 308 - 309، كنگره برگذاشت‏شيخ انصارى، 1415 ه ق .

    33) ر . ك: لولو و مرجان، ص 98 - 136 - 156 - 160 - 162 .

    34) همان، ص 170 .

    35) ر . ك: همان، ص 162 - 184 - 185 .

    36) ر . ك: امام خمينى، استفتائات، جلد، ص‏27 - 28 .

    37) نك به حاجى نورى لؤلؤ و مرجان، ص‏185 و 190 .

    38) ر . ك: سى نكته هزار ساله، ص‏117، شوراى سياستگذارى ائمه جمعه، 1375ه ش .

    39) ر . ك: امام خمينى، قيام عاشورا در كلام و پيام امام خمينى، تبيان، دفتر سوم، ص‏88 - 89 و 92 - 93 .

    40) نك به: سيد حسين ميرجهانى، البكاء للحسين (ع)، ص‏488 - 494 .

    41) ر . ك: حماسه حسينى، ص‏66 - 92، مجموعه آثار، ج‏7، صدرا، 1377ه ش .

    42) نك به: علامه مجلسى، بحارالانوار، ج‏44، ص‏288 - 296 . باب ثواب البكاء على مصيبته .

    43) ر . ك: شهيد مطهرى، حماسه حسينى، ص‏108 - 109 .

    44) ر . ك: موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص‏325 و 329 .

    45) نك به: حماسه حسينى، مجموعه آثار، ج‏17، ص‏109 - 110 .

    46) نك به: قيام عاشورا، در كلام و پيام امام خمينى، ص‏55 و 58 .

    47) نك به: مجله حكومت اسلامى، شماره 25 (دفتر اول ويژه نامه) .

    48) حماسه حسينى، مجموعه آثار، ج‏17، ص‏88 .

    49) علامه مجلسى، بحارالانوار، ج‏44، ص‏299 .

    50) موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص‏504 .

    51) همان، ص‏499، بحارالانوار، ج‏44، ص‏193 .

    52) همان، ص‏423، شهيد مطهرى، حماسه حسينى، ص‏186 .

    53) همان، ص‏499 .

    54) شهيد مطهرى، حماسه حسينى، 157 .

    55) مفاتيح الجنان .

    56) حماسه حسينى، ص‏53 .

    57) نك به: همان، ص‏54 - 60 .

    58) موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص‏283 .

    59) همان، ص‏315 - 316 .

    60) موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص‏291 .

    61) بحارالانوار، ج‏44، ص‏381 .

    62) مفاتيح الجنان .

    63) همان .

    64) بحارالانوار، ج‏44، ص‏190 - 191 .

    65) همان، ص‏391 - 392 .

    66) همان، ص‏392 .

    67) ونك به: موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، ص‏444 - 445 .

    68) همان، ص‏509 - 510 .


    ادامه مطلب نوشته شده توسط : خادم الحسین (ع) نظرات[0]
    ارسال نظر برای این پست

    *

    *

    *


    آرشیو صوتی
    فایل های صوتی فاطمیه 7/2/91 فایل های صوتی رحلت حضرت معصومه(س) 90 دانلود فایل های ویژه برنامه شهادت امام حسن (ع) تصویری | شب 7 محرم 1433 به صورت کامل دانلود فایل های شب هشتم محرم الحرام 1433 دانلود فایل های شب هفتم محرم الحرام 1433
    نشریات
    نشریه صبح قریب شماره نهم نشریه صبح قریب شماره هشتم نشریه صبح قریب شماره هفتم نشریه صبح قریب شماره ششم نشریه صبح قریب شماره پنجم نشریه صبح قریب شماره چهارم
    اشعار منتخب
    مدح | اگر تو را نداشتم، بدان خدا نداشتم مدح | دور شمع پیکرت،گردیده ام خاکسترت ای بی نشانه ای که خدا را نشانه ای شعر | فاطمیه شعری برای فاطمه سلام الله علیها شعر | حضرت فاطمه | اگر ز پا نشستم اگر شکسته دستم
    موبایلستان
    دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | بهائیت | بهائیت در ایران دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | حضرت فاطمه (س) | دانستنی های فاطمی دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | حضرت فاطمه (س) | فاطمه (س) گلواژه آفرينش دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | بر خانه حضرت فاطمه (س)چه گذشت؟ دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | فرازیی از خطبه حضرت زهرا (س) ) دانلود کتاب موبایل با فرمت جاوا | بهائیت | بهائیت آنگونه که هست
    عاشورائیان
    مقام بالای زینب کبری (س) ویژگی عدد چهل درباره امام حسین (ع) روایت های نورانی و خواندنی درباره کربلا حضرت عباس (ع) ؛ وفاداري و ايثار حضرت زينب (س) مادر عاشورا شهادت حضرت رقیه (س) نقل از منابع متعبر
    وبلاگستان
    قالب اختصاصی شهید حاج حسین خرازی قالب بلاگفا | قالب امام رضا (ع) قالب بلاگفا | قالب شهادت رنگ اول قالب اختصاصی شهید حاج ابراهیم همت قالب اختصاصی شهید حاج مهدی زین الدین قالب بلاگفا | شهادت
    اخبار هیئت
    ویژه برنامه شهادت حضرت معصومه(س) 11/12/90 جلسه هفتگی هیئت در تاریخ 23 دی ماه 1390 جلسه هفتگی هیئت در تاریخ 9 دی ماه 1390 جلسه هفتگی هیئت در تاریخ 2 دی ماه 1390 برنامه هیئت بین الحرمین شهرکرد در محرم 1433 جلسه هفتگی هیئت در تاریخ 14 مرداد 90
    پنل شما
    عضویت در هیئت سامانه پیام کوتاه ارسال مطلب گفتگوی آنلاین مدیر مسئول سایت
    بانک سخنرانی
    سخنرانی محرم الحرام 1433 مناجات با امام زمان استاد پناهیان فایل های سخنرانی ایام محرم هیئت بین الحرمین شهرکرد سخنرانی استاد دانشمند پیرآمون مداحی و عزاداری و جذب نیرو در هیئات سخنرانی استاد نقویان پیرآمون آخر الزمان سخنرانی استاد دانشمند پیرآمون حضرت علی (ع)
    بانک تصاویر
    میان این همه غوغا.... (پوستر امام رضا) پوستر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام پوستر اربعین 1433 والپیپر شهید وحید کاظمی نیا محرم 1433 والپیپر محرم الحرام 1433 والپیپر | لبیک یا حسین (ع)
    چهارده معصوم
    عنایات امام رضا (ع) به زائران شان امام حسن مجتبی (ع) و پاسداری از ارزش ‏ها آخرین پیامبر خدا چرا امام حسن علیه السلام صلح كرد؟ تیرباران تابوت امام حسن(علیه‌السلام) انتظارات امام حسن علیه‌السلام از شیعیان
    شهادت نامه
    آشنایی که با او غریبه ایم آمدیم نبودید،وعده‌ما بهشت! هر چی رهبرمون بگه! نشناختیمـــش یک بنــد انگــشت ترسیدم روز بخورم ریا شه